decagramme

[ایالات متحده]/ˈdɛkəˌɡræm/
[بریتانیا]/ˈdɛkəˌɡræm/

ترجمه

n. یک واحد جرم معادل ده گرم

عبارات و ترکیب‌ها

one decagramme

یک دسیمتر

two decagrammes

دو دسیمتر

decagramme scale

مقیاس دسیمتر

decagramme measurement

اندازه گیری دسیمتر

decagramme weight

وزن دسیمتر

decagramme conversion

تبدیل دسیمتر

decagramme value

مقدار دسیمتر

decagramme to grams

دسیمتر به گرم

decagramme recipe

دستورالعمل دسیمتر

decagramme example

مثال دسیمتر

جملات نمونه

a decagramme of sugar is needed for this recipe.

برای این دستور غذا به یک دسیم گرم شکر نیاز است.

the package contains exactly one decagramme of salt.

بسته حاوی دقیقاً یک دسیم گرم نمک است.

we measured a decagramme of flour for the cake.

ما یک دسیم گرم آرد برای کیک اندازه گیری کردیم.

each serving should include a decagramme of protein.

هر وعده باید شامل یک دسیم گرم پروتئین باشد.

he added a decagramme of herbs to enhance the flavor.

او برای بهبود طعم یک دسیم گرم گیاهان اضافه کرد.

the scientist weighed out a decagramme of the chemical compound.

دانشمند یک دسیم گرم از ترکیب شیمیایی وزن کرد.

for accurate results, use a decagramme scale.

برای نتایج دقیق، از یک ترازو دسیم گرم استفاده کنید.

she measured a decagramme of cocoa powder for the dessert.

او یک دسیم گرم پودر کاکائو برای دسر اندازه گیری کرد.

it's important to add a decagramme of yeast for the dough to rise.

افزودن یک دسیم گرم مخمر برای پف کردن خمیر مهم است.

the recipe calls for a decagramme of cheese to be grated.

دستور غذا نیاز دارد که یک دسیم گرم پنیر رنده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید