decarbonized

[ایالات متحده]/diːˈkɑːbənʌɪzd/
[بریتانیا]/diˈkɑrbəˌnaɪzd/

ترجمه

vt. کربن را از چیزی حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decarbonized economy

اقتصاد بدون کربن

decarbonized energy

انرژی بدون کربن

decarbonized transport

حمل و نقل بدون کربن

decarbonized future

آینده بدون کربن

decarbonized industry

صنعت بدون کربن

decarbonized technologies

فناوری‌های بدون کربن

decarbonized solutions

راه حل‌های بدون کربن

decarbonized investments

سرمایه‌گذاری‌های بدون کربن

decarbonized policies

سیاست‌های بدون کربن

decarbonized pathways

مسیرهای بدون کربن

جملات نمونه

we need to shift towards a decarbonized economy.

ما باید به سمت یک اقتصاد غیر کربنی حرکت کنیم.

the goal is to achieve a decarbonized energy sector by 2050.

هدف دستیابی به یک بخش انرژی غیر کربنی تا سال ۲۰۵۰ است.

decarbonized transportation is essential for reducing emissions.

حمل و نقل غیر کربنی برای کاهش انتشار گازها ضروری است.

investing in decarbonized technologies will benefit future generations.

سرمایه گذاری در فناوری های غیر کربنی برای نسل های آینده مفید خواهد بود.

many countries are committed to a decarbonized future.

بسیاری از کشورها متعهد به یک آینده غیر کربنی هستند.

decarbonized industrial processes can lead to cleaner air.

فرآیندهای صنعتی غیر کربنی می تواند منجر به هوای پاک تر شود.

we must develop decarbonized solutions for urban areas.

ما باید راه حل های غیر کربنی برای مناطق شهری توسعه دهیم.

decarbonized heating systems are becoming more popular.

سیستم های گرمایش غیر کربنی محبوبیت بیشتری پیدا می کنند.

governments are creating policies to support decarbonized initiatives.

دولت ها سیاست هایی را برای حمایت از طرح های غیر کربنی ایجاد می کنند.

decarbonized agriculture practices can enhance sustainability.

روش های کشاورزی غیر کربنی می توانند پایداری را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید