desulfurized gas
گاز گوگردزدایی شده
being desulfurized
در حال گوگردزدایی
desulfurized oil
روغن گوگردزدایی شده
highly desulfurized
بسیار گوگردزدایی شده
desulfurized coal
زغال گوگردزدایی شده
desulfurized wastewater
آبهای خاکستری گوگردزدایی شده
already desulfurized
قبلاً گوگردزدایی شده
the power plant uses desulfurized coal to reduce emissions.
نیروگاه از زغالسوزي گوگردزدایی شده برای کاهش انتشار گازها استفاده میکند.
we need to ensure the flue gas is thoroughly desulfurized.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که دودکش بهطور کامل گوگردزدایی شده است.
the desulfurized gypsum is a byproduct of the process.
گچ گوگردزدایی شده یک محصول جانبی فرآیند است.
the new regulations require stricter desulfurization standards.
مقررات جدید نیاز به استانداردهای سختگیرانهتر گوگردزدایی دارد.
the desulfurized gas is released into the atmosphere.
گاز گوگردزدایی شده در جو آزاد میشود.
the factory installed a new desulfurization system.
کارخانه یک سیستم گوگردزدایی جدید نصب کرد.
monitoring the desulfurized effluent is crucial for compliance.
نظارت بر پسآب گوگردزدایی شده برای رعایت مقررات بسیار مهم است.
the process involves injecting lime slurry for desulfurization.
فرآیند شامل تزریق مخلوط گلسنگ برای گوگردزدایی است.
desulfurized fuel is becoming increasingly common.
سوخت گوگردزدایی شده به طور فزایندهای رایج میشود.
the efficiency of the desulfurization unit was improved.
بازدهی واحد گوگردزدایی بهبود یافت.
we are researching more effective desulfurization technologies.
ما در حال تحقیق در مورد فناوریهای گوگردزدایی مؤثرتر هستیم.
the plant's desulfurized output meets environmental regulations.
خروجی گوگردزدایی شده نیروگاه با مقررات زیستمحیطی مطابقت دارد.
desulfurized gas
گاز گوگردزدایی شده
being desulfurized
در حال گوگردزدایی
desulfurized oil
روغن گوگردزدایی شده
highly desulfurized
بسیار گوگردزدایی شده
desulfurized coal
زغال گوگردزدایی شده
desulfurized wastewater
آبهای خاکستری گوگردزدایی شده
already desulfurized
قبلاً گوگردزدایی شده
the power plant uses desulfurized coal to reduce emissions.
نیروگاه از زغالسوزي گوگردزدایی شده برای کاهش انتشار گازها استفاده میکند.
we need to ensure the flue gas is thoroughly desulfurized.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که دودکش بهطور کامل گوگردزدایی شده است.
the desulfurized gypsum is a byproduct of the process.
گچ گوگردزدایی شده یک محصول جانبی فرآیند است.
the new regulations require stricter desulfurization standards.
مقررات جدید نیاز به استانداردهای سختگیرانهتر گوگردزدایی دارد.
the desulfurized gas is released into the atmosphere.
گاز گوگردزدایی شده در جو آزاد میشود.
the factory installed a new desulfurization system.
کارخانه یک سیستم گوگردزدایی جدید نصب کرد.
monitoring the desulfurized effluent is crucial for compliance.
نظارت بر پسآب گوگردزدایی شده برای رعایت مقررات بسیار مهم است.
the process involves injecting lime slurry for desulfurization.
فرآیند شامل تزریق مخلوط گلسنگ برای گوگردزدایی است.
desulfurized fuel is becoming increasingly common.
سوخت گوگردزدایی شده به طور فزایندهای رایج میشود.
the efficiency of the desulfurization unit was improved.
بازدهی واحد گوگردزدایی بهبود یافت.
we are researching more effective desulfurization technologies.
ما در حال تحقیق در مورد فناوریهای گوگردزدایی مؤثرتر هستیم.
the plant's desulfurized output meets environmental regulations.
خروجی گوگردزدایی شده نیروگاه با مقررات زیستمحیطی مطابقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید