decertifies a product
ابطال صدور گواهی محصول
decertifies a service
ابطال صدور گواهی خدمات
decertifies an organization
ابطال صدور گواهی سازمان
decertifies a license
ابطال صدور گواهی مجوز
decertifies a contractor
ابطال صدور گواهی پیمانکار
decertifies a supplier
ابطال صدور گواهی تامینکننده
decertifies a program
ابطال صدور گواهی برنامه
decertifies a facility
ابطال صدور گواهی مرکز
decertifies a course
ابطال صدور گواهی دوره
decertifies an employee
ابطال صدور گواهی کارمند
the government decertifies the organization due to non-compliance.
دولت به دلیل عدم رعایت مقررات، سازمان را از اعتبار ساقط میکند.
the school decertifies the program after a thorough review.
پس از بررسی کامل، مدرسه برنامه را از اعتبار ساقط میکند.
they decertify the product when safety standards are not met.
هنگامی که استانداردهای ایمنی رعایت نمیشوند، محصول از اعتبار ساقط میشود.
the agency may decertify a contractor for poor performance.
آژانس ممکن است پیمانکار را به دلیل عملکرد ضعیف از اعتبار ساقط کند.
after the investigation, the board decided to decertify the license.
پس از تحقیقات، هیئتمدیره تصمیم گرفت مجوز را از اعتبار ساقط کند.
the committee voted to decertify the outdated practices.
کمیته به رأی به از بین بردن روشهای قدیمی رای داد.
they announced they would decertify any member caught cheating.
آنها اعلام کردند که هر عضوی که در حال تقلب دستگیر شود از اعتبار ساقط خواهد شد.
the state decertifies the clinic for failing health inspections.
ایالت به دلیل عدم موفقیت در بازرسیهای بهداشتی، کلینیک را از اعتبار ساقط میکند.
decertifying the equipment was a necessary step for safety.
از اعتبار ساقط کردن تجهیزات یک گام ضروری برای ایمنی بود.
decertifies a product
ابطال صدور گواهی محصول
decertifies a service
ابطال صدور گواهی خدمات
decertifies an organization
ابطال صدور گواهی سازمان
decertifies a license
ابطال صدور گواهی مجوز
decertifies a contractor
ابطال صدور گواهی پیمانکار
decertifies a supplier
ابطال صدور گواهی تامینکننده
decertifies a program
ابطال صدور گواهی برنامه
decertifies a facility
ابطال صدور گواهی مرکز
decertifies a course
ابطال صدور گواهی دوره
decertifies an employee
ابطال صدور گواهی کارمند
the government decertifies the organization due to non-compliance.
دولت به دلیل عدم رعایت مقررات، سازمان را از اعتبار ساقط میکند.
the school decertifies the program after a thorough review.
پس از بررسی کامل، مدرسه برنامه را از اعتبار ساقط میکند.
they decertify the product when safety standards are not met.
هنگامی که استانداردهای ایمنی رعایت نمیشوند، محصول از اعتبار ساقط میشود.
the agency may decertify a contractor for poor performance.
آژانس ممکن است پیمانکار را به دلیل عملکرد ضعیف از اعتبار ساقط کند.
after the investigation, the board decided to decertify the license.
پس از تحقیقات، هیئتمدیره تصمیم گرفت مجوز را از اعتبار ساقط کند.
the committee voted to decertify the outdated practices.
کمیته به رأی به از بین بردن روشهای قدیمی رای داد.
they announced they would decertify any member caught cheating.
آنها اعلام کردند که هر عضوی که در حال تقلب دستگیر شود از اعتبار ساقط خواهد شد.
the state decertifies the clinic for failing health inspections.
ایالت به دلیل عدم موفقیت در بازرسیهای بهداشتی، کلینیک را از اعتبار ساقط میکند.
decertifying the equipment was a necessary step for safety.
از اعتبار ساقط کردن تجهیزات یک گام ضروری برای ایمنی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید