declassifies

[ایالات متحده]/diːˈklæsɪfaɪzɪz/
[بریتانیا]/diːˈklæsɪfaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طبقه‌بندی را از (یک سند یا اطلاعات) حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

declassifies documents

کاهش طبقه بندی اسناد

declassifies information

کاهش طبقه بندی اطلاعات

declassifies data

کاهش طبقه بندی داده ها

declassifies reports

کاهش طبقه بندی گزارش ها

declassifies files

کاهش طبقه بندی فایل ها

declassifies material

کاهش طبقه بندی مواد

declassifies records

کاهش طبقه بندی سوابق

declassifies intelligence

کاهش طبقه بندی اطلاعات جاسوسی

declassifies sources

کاهش طبقه بندی منابع

جملات نمونه

the government declassifies documents after a certain period.

دولت اسناد را پس از یک دوره زمانی مشخص، طبقه‌بندی می‌کند.

she hopes the agency declassifies the information soon.

او امیدوار است که سازمان به زودی اطلاعات را طبقه‌بندی کند.

the military declassifies some files to promote transparency.

ارتش برخی از فایل‌ها را برای ترویج شفافیت، طبقه‌بندی می‌کند.

once the investigation is over, the fbi declassifies its findings.

پس از پایان تحقیقات، اف‌بی‌آی یافته‌های خود را طبقه‌بندی می‌کند.

the president can declassify information for national security reasons.

رئیس جمهور می‌تواند به دلایل امنیتی ملی اطلاعات را طبقه‌بندی کند.

the agency regularly declassifies old intelligence reports.

سازمان به طور منظم گزارش‌های اطلاعاتی قدیمی را طبقه‌بندی می‌کند.

after years, the government finally declassifies the secret documents.

پس از سال‌ها، دولت سرانجام اسناد محرمانه را طبقه‌بندی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید