deconstructs

[ایالات متحده]/diːkənˈstrʌkts/
[بریتانیا]/diːkənˈstrʌkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به اجزای تشکیل‌دهنده‌اش تجزیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deconstructs meaning

بازسازی معنا

deconstructs ideas

بازسازی ایده‌ها

deconstructs narratives

بازسازی روایت‌ها

deconstructs concepts

بازسازی مفاهیم

deconstructs identity

بازسازی هویت

deconstructs language

بازسازی زبان

deconstructs culture

بازسازی فرهنگ

deconstructs power

بازسازی قدرت

deconstructs reality

بازسازی واقعیت

deconstructs text

بازسازی متن

جملات نمونه

the artist deconstructs traditional forms to create something new.

هنرمند فرم‌های سنتی را برای خلق نوآوری بازسازی می‌کند.

the teacher deconstructs complex ideas into simpler concepts.

معلم ایده‌های پیچیده را به مفاهیم ساده‌تر تبدیل می‌کند.

the critic deconstructs the film to reveal its underlying themes.

منتقد فیلم را برای آشکار کردن مضامین زیرین آن بازسازی می‌کند.

the chef deconstructs classic dishes to reinvent them.

آشپز غذاهای کلاسیک را برای نوآوری مجدد آن‌ها بازسازی می‌کند.

the researcher deconstructs the data to find patterns.

محقق داده‌ها را برای یافتن الگوها بازسازی می‌کند.

the architect deconstructs the building's design for analysis.

معمار طرح ساختمان را برای تجزیه و تحلیل بازسازی می‌کند.

the philosopher deconstructs arguments to expose assumptions.

فيلسوف استدلال‌ها را برای نشان دادن مفروضات بازسازی می‌کند.

the editor deconstructs the narrative to improve clarity.

ویراستار روایت را برای بهبود وضوح بازسازی می‌کند.

the programmer deconstructs the code to optimize performance.

برنامه‌نویس کد را برای بهینه‌سازی عملکرد بازسازی می‌کند.

the designer deconstructs user feedback to enhance usability.

طراح بازخورد کاربر را برای بهبود قابلیت استفاده بازسازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید