decor

[ایالات متحده]/ˈdeɪkɔ:/
[بریتانیا]/de'kɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرایش یا تزئین یک اتاق، صحنه و غیره. \nabbr. عملیات پیوسته الکترونیکی دیجیتال دامنه‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

Home decor

دکوراسیون منزل

Wall decor

دکور دیوار

Table decor

دکور جدول

Seasonal decor

دکور فصلی

Outdoor decor

دکور فضای باز

جملات نمونه

the decor is a harmonious blend of traditional and modern.

دکوراسیون ترکیبی هماهنگ از سنتی و مدرن است.

the decor is a fascinating mix of antique and modern.

دکور ترکیبی جذاب از عتیقه و مدرن است.

The decor has a cool sophistication.

دکور دارای ظرافت خنکی است.

atrocious decor; atrocious behavior.

دکوراسیون فجیع؛ رفتار فجیع

The quiet decor of her home made her feel comfortable and at ease.

دکور آرامش بخش خانه او باعث می شد احساس راحتی و آرامش کند.

The last chapter covers ‘Flower Accessories’ and covers boutonniere, hair decor and attendants flowers.

فصل آخر به 'لوازم جانبی گل' می پردازد و شامل پاپیون گل، تزئینات مو و گل های همراهان می شود.

The trend of slim cutting and simple decor for men's suit, brought up by famous luxury brand Dior Homme, is a retro of mediaevalism.

روند برش باریک و دکوراسیون ساده برای کت و شلوار مردانه که توسط برند لوکس مشهور دیور هوم مطرح شده است، بازگشتی به قرون وسطی است.

Percier and Fontaine, Napoleon's architects who designed the Malmaison, creat beyond the facade a warm decor, made of antic marble columns adding beauty to the half moon shaped wood counter.

پرسیه و فونتن، معماران ناپلئون که مالمایسون را طراحی کردند، فراتر از نمای بیرونی، دکوراسیونی گرم ایجاد کردند که از ستون های مرمر باستانی تشکیل شده و زیبایی را به پیشخوان چوبی به شکل نیمه ماه اضافه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید