decoys

[ایالات متحده]/dɪˈkɔɪz/
[بریتانیا]/dɪˈkɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات (یا نسخه‌ها) که برای فریب پرندگان یا حیوانات استفاده می‌شوند؛ اشخاص یا چیزهایی که برای فریب کسی به دام استفاده می‌شوند؛ دام؛ فریبنده
v. فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

live decoys

طعم‌های زنده

decoy strategies

استراتژی‌های طعمه

decoy ducks

مرغ‌های طعمه

decoy signals

سیگنال‌های طعمه

decoy devices

دستگاه‌های طعمه

decoy tactics

تاکتیک‌های طعمه

decoy models

مدل‌های طعمه

decoy operations

عملیات‌های طعمه

decoy techniques

تکنیک‌های طعمه

decoy targets

اهداف طعمه

جملات نمونه

birdwatchers often use decoys to attract more birds.

مشاهدان پرندگان اغلب از طعمه ها برای جذب پرندگان بیشتر استفاده می کنند.

hunters set up decoys to lure their targets.

شکارچیان طعمه ها را برای فریب دادن هدف خود مستقر می کنند.

decoys can be very effective in fishing.

طعمه ها می توانند در ماهیگیری بسیار موثر باشند.

using decoys can help increase your chances of success.

استفاده از طعمه ها می تواند به افزایش شانس موفقیت شما کمک کند.

some animals are attracted to decoys out of curiosity.

برخی از حیوانات به دلیل کنجکاوی به طعمه ها جذب می شوند.

decoys are often used in military strategies.

از طعمه ها اغلب در استراتژی های نظامی استفاده می شود.

we placed decoys around the field to confuse the enemy.

ما طعمه ها را در اطراف زمین قرار دادیم تا دشمن را گیج کنیم.

decoys can mimic the appearance of real animals.

طعمه ها می توانند ظاهر حیوانات واقعی را تقلید کنند.

in photography, decoys can help attract wildlife.

در عکاسی، طعمه ها می توانند به جذب حیات وحش کمک کنند.

setting up decoys requires careful planning and strategy.

راه اندازی طعمه ها نیاز به برنامه ریزی و استراتژی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید