feints

[ایالات متحده]/feɪnts/
[بریتانیا]/feɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت‌های فریبنده در مبارزه یا ورزش\nv. فرم سوم شخص مفرد از feint; انجام یک حرکت فریبنده یا گمراه‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

quick feints

حالت سریع

offensive feints

حالت تهاجمی

defensive feints

حالت دفاعی

simple feints

حالت ساده

effective feints

حالت مؤثر

deceptive feints

حالت فریبنده

aggressive feints

حالت تهاجمی

tactical feints

حالت تاکتیکی

subtle feints

حالت ظریف

trained feints

حالت آموزش دیده

جملات نمونه

the boxer feints to confuse his opponent.

بوکسور برای گیج کردن حریفش وانمود می‌کند.

she feints a smile to hide her true feelings.

او وانمود می‌کند لبخند بزند تا احساسات واقعی خود را پنهان کند.

the magician feints a trick before revealing the secret.

جادوگر قبل از آشکار کردن راز، یک شعبده وانمود می‌کند.

he feints left and then quickly moves right.

او به سمت چپ وانمود می‌کند و سپس به سرعت به سمت راست حرکت می‌کند.

the player feints to dodge the defender.

بازیکن برای جاخالی دادن از مدافع وانمود می‌کند.

in martial arts, feints are used to mislead the opponent.

در هنرهای رزمی، از وانمود کردن برای گمراه کردن حریف استفاده می‌شود.

he feints an injury to gain sympathy.

او وانمود می‌کند که آسیب دیده است تا ترحم جلب کند.

the dancer feints gracefully, captivating the audience.

رقصنده به طور ماهرانه وانمود می‌کند و مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

she feints surprise when she receives the gift.

او وانمود می‌کند که از دریافت هدیه تعجب کرده است.

the coach taught the players how to use feints effectively.

مربی به بازیکنان آموزش داد که چگونه به طور موثر از وانمود کردن استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید