decrepit

[ایالات متحده]/dɪˈkrepɪt/
[بریتانیا]/dɪˈkrepɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیر، فرسوده، ویران

جملات نمونه

a row of decrepit houses.

ردی از خانه‌های فرسوده

be decrepit with old age

با کهولت سن فرسوده شود

a rather decrepit old man.

یک پیرمرد نسبتاً فرسوده

A decrepit old man sat on a park bench.

یک پیرمرد فرسوده روی نیمکت پارک نشست.

The decrepit old house was in desperate need of repairs.

خانه قدیمی فرسوده به شدت به تعمیرات نیاز داشت.

The decrepit bridge could no longer support heavy vehicles.

پل فرسوده دیگر نمی توانست وسایل نقلیه سنگین را تحمل کند.

The decrepit car barely made it to the mechanic's shop.

ماشین فرسوده به سختی به تعمیرگاه رسید.

The decrepit furniture was falling apart at the seams.

چوب فرسوده در لبه ها از هم می پاشید.

The decrepit barn had holes in the roof and walls.

انبار فرسوده سوراخ هایی در سقف و دیوار داشت.

The decrepit factory had been abandoned for years.

کارخانه فرسوده سالها بود که رها شده بود.

The decrepit ship struggled to stay afloat in the stormy sea.

کشتی فرسوده برای شناور ماندن در دریای طوفانی تلاش کرد.

The decrepit school building was deemed unsafe for students.

ساختمان مدرسه فرسوده برای دانش آموزان نا امن تلقی شد.

The decrepit hospital lacked basic medical equipment.

بیمارستان فرسوده فاقد تجهیزات پزشکی اساسی بود.

The decrepit train station had not been renovated in decades.

ایستگاه قطار فرسوده ده ها سال بود که بازسازی نشده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید