decrepitating

[ایالات متحده]/dɪˈkrɛpɪteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈkrɛpɪteɪtɪŋ/

ترجمه

vt. چیزی را بسوزانید تا صدای تردی تولید کند
vi. وقتی سوخته می‌شود، جرقه بزند یا صدای ترک خوردن تولید کند

عبارات و ترکیب‌ها

decrepitating building

ساختمان فرسوده

decrepitating structure

ساختار فرسوده

decrepitating machine

ماشین فرسوده

decrepitating chair

صندلی فرسوده

decrepitating road

جاده فرسوده

decrepitating car

ماشین فرسوده

decrepitating house

خانه فرسوده

decrepitating furniture

مبلمان فرسوده

decrepitating equipment

تجهیزات فرسوده

decrepitating town

شهر فرسوده

جملات نمونه

the old building was decrepitating, showing signs of neglect.

ساختمان قدیمی در حال فرسایش بود و نشانه‌هایی از بی‌توجهی نشان می‌داد.

as the car continued decrepitating, it became harder to drive.

همانطور که ماشین به فرسایش خود ادامه می‌داد، رانندگی سخت‌تر می‌شد.

the decrepitating furniture in the attic was covered in dust.

اثاثات فرسوده در زیرزمین پوشیده از گرد و غبار بود.

they decided to renovate the decrepitating house.

آنها تصمیم گرفتند خانه فرسوده را بازسازی کنند.

the decrepitating walls of the castle told a story of its past.

دیوارهای فرسوده قلعه داستانی از گذشته آن را روایت می‌کردند.

he felt sad seeing the once vibrant park now decrepitating.

دیدن پارک شاداب سابق که اکنون در حال فرسایش بود، او را ناراحت کرد.

the decrepitating state of the playground made it unsafe for children.

وضعیت فرسوده زمین بازی آن را برای کودکان ناامن کرد.

after years of neglect, the garden was decrepitating.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، باغ در حال فرسایش بود.

the decrepitating bridge was closed for safety reasons.

پل فرسوده به دلیل مسائل ایمنی بسته شد.

they documented the decrepitating conditions of the old factory.

آنها شرایط فرسوده کارخانه قدیمی را مستند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید