dedicates time
اختصاص دادن زمان
dedicates effort
اختصاص دادن تلاش
dedicates resources
اختصاص دادن منابع
dedicates energy
اختصاص دادن انرژی
dedicates attention
اختصاص دادن توجه
dedicates himself
اختصاص دادن خود
dedicates money
اختصاص دادن پول
dedicates space
اختصاص دادن فضا
dedicates support
اختصاص دادن حمایت
dedicates work
اختصاص دادن کار
she dedicates her time to volunteering at the local shelter.
او زمان خود را وقف داوطلبی در پناهگاه محلی میکند.
the author dedicates the book to her late grandmother.
نویسنده کتاب را به یاد مادربزرگ مرحومش تقدیم میکند.
he dedicates himself to improving his skills in music.
او خود را وقف بهبود مهارتهای خود در موسیقی میکند.
the organization dedicates resources to environmental conservation.
سازمان منابع را به حفظ محیط زیست اختصاص میدهد.
they dedicate their efforts to raising awareness about climate change.
آنها تلاش خود را برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی وقف میکنند.
she dedicates her life to helping others in need.
او زندگی خود را وقف کمک به دیگران نیازمند میکند.
he dedicates weekends to his family and friends.
او آخر هفتهها را به خانواده و دوستان خود اختصاص میدهد.
the team dedicates the victory to their loyal fans.
تیم پیروزی را به طرفداران وفادار خود تقدیم میکند.
she dedicates her research to finding a cure for the disease.
او تحقیقات خود را به یافتن درمانی برای بیماری وقف میکند.
he dedicates himself to fitness and healthy living.
او خود را وقف تناسب اندام و زندگی سالم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید