dedicates

[ایالات متحده]/ˈdɛdɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛdɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به هدف یا شخص خاصی اختصاص دادن؛ کاری را به کسی به عنوان نشانه‌ای از احترام یا محبت نوشتن؛ برای استفاده خاصی جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dedicates time

اختصاص دادن زمان

dedicates effort

اختصاص دادن تلاش

dedicates resources

اختصاص دادن منابع

dedicates energy

اختصاص دادن انرژی

dedicates attention

اختصاص دادن توجه

dedicates himself

اختصاص دادن خود

dedicates money

اختصاص دادن پول

dedicates space

اختصاص دادن فضا

dedicates support

اختصاص دادن حمایت

dedicates work

اختصاص دادن کار

جملات نمونه

she dedicates her time to volunteering at the local shelter.

او زمان خود را وقف داوطلبی در پناهگاه محلی می‌کند.

the author dedicates the book to her late grandmother.

نویسنده کتاب را به یاد مادربزرگ مرحومش تقدیم می‌کند.

he dedicates himself to improving his skills in music.

او خود را وقف بهبود مهارت‌های خود در موسیقی می‌کند.

the organization dedicates resources to environmental conservation.

سازمان منابع را به حفظ محیط زیست اختصاص می‌دهد.

they dedicate their efforts to raising awareness about climate change.

آنها تلاش خود را برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی وقف می‌کنند.

she dedicates her life to helping others in need.

او زندگی خود را وقف کمک به دیگران نیازمند می‌کند.

he dedicates weekends to his family and friends.

او آخر هفته‌ها را به خانواده و دوستان خود اختصاص می‌دهد.

the team dedicates the victory to their loyal fans.

تیم پیروزی را به طرفداران وفادار خود تقدیم می‌کند.

she dedicates her research to finding a cure for the disease.

او تحقیقات خود را به یافتن درمانی برای بیماری وقف می‌کند.

he dedicates himself to fitness and healthy living.

او خود را وقف تناسب اندام و زندگی سالم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید