deferential

[ایالات متحده]/ˌdefəˈrenʃl/
[بریتانیا]/ˌdefəˈrenʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن احترام یا ارادت

جملات نمونه

people were always deferential to him.

افراد همیشه در برابر او احترام می‌گذاشتند.

showing an excessively deferential manner

نشان دادن رفتاری بیش از حد احترام آمیز

a deferential attitude towards authority

نگاه احترام آمیز به سمت قدرت

deferential behavior in front of elders

رفتار احترام آمیز در مقابل بزرگترها

speaking in a deferential tone

صحبت کردن با لحنی احترام آمیز

a deferential nod of the head

تعظیم احترام آمیز سر

addressing someone in a deferential manner

صحبت کردن با کسی به روشی احترام آمیز

a deferential bow to show respect

تعظیم احترام آمیز برای نشان دادن احترام

deferential treatment towards guests

رفتار احترام آمیز با مهمانان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید