defers

[ایالات متحده]/dɪˈfɜːz/
[بریتانیا]/dɪˈfɜrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأخیر یا به تعویق انداختن; تسلیم خواسته‌ها یا اقتدار کسی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

defers to

مراجعه به

defers payment

به تعویق انداختن پرداخت

defers decision

به تعویق انداختن تصمیم

defers action

به تعویق انداختن اقدام

defers judgment

به تعویق انداختن قضاوت

defers authority

به تعویق انداختن اختیار

defers responsibility

به تعویق انداختن مسئولیت

defers interest

به تعویق انداختن بهره

defers payment plan

به تعویق انداختن برنامه پرداخت

defers obligations

به تعویق انداختن تعهدات

جملات نمونه

she defers her decision until next week.

او تصمیم خود را تا هفته آینده به تعویق می‌اندازد.

the committee defers the vote on the proposal.

کمیته رأی‌گیری در مورد پیشنهاد را به تعویق می‌اندازد.

he defers to his mentor for advice.

او برای مشورت به مربی خود رجوع می‌کند.

the manager defers the meeting to a later date.

مدیر جلسه را به تاریخ دیگری موکول می‌کند.

she often defers to her colleagues' opinions.

او اغلب به نظرات همکاران خود احترام می‌گذارد.

he defers his payment until the end of the month.

او پرداخت خود را تا پایان ماه به تعویق می‌اندازد.

the school defers the start of the semester.

مدرسه شروع ترم را به تعویق می‌اندازد.

she defers her dreams for her family's needs.

او رویاهای خود را به خاطر نیازهای خانواده‌اش به تعویق می‌اندازد.

the project defers its launch due to unforeseen circumstances.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، پروژه زمان عرضه خود را به تعویق می‌اندازد.

he defers to the rules when making decisions.

او هنگام تصمیم‌گیری به قوانین احترام می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید