reschedules meeting
تغییر زمان جلسه
reschedules appointment
تغییر زمان قرار ملاقات
reschedules event
تغییر زمان رویداد
reschedules flight
تغییر زمان پرواز
reschedules session
تغییر زمان نشست
reschedules class
تغییر زمان کلاس
reschedules deadline
تغییر زمان مهلت
reschedules conference
تغییر زمان کنفرانس
reschedules tour
تغییر زمان تور
reschedules interview
تغییر زمان مصاحبه
the manager reschedules the meeting for next week.
مدیر جلسه را برای هفته آینده دوباره زمانبندی میکند.
she often reschedules her appointments due to conflicts.
او اغلب به دلیل تداخل، قرار ملاقاتهای خود را دوباره زمانبندی میکند.
the airline reschedules flights during bad weather.
شرکت هواپیمایی در هوای بد پروازها را دوباره زمانبندی میکند.
he reschedules his workout sessions to fit his new job.
او جلسات تمرینی خود را برای تناسب با شغل جدیدش دوباره زمانبندی میکند.
the teacher reschedules classes when there is a holiday.
معلم کلاسها را در صورت تعطیلات دوباره زمانبندی میکند.
due to unforeseen circumstances, she reschedules the event.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، او رویداد را دوباره زمانبندی میکند.
the project manager reschedules deadlines to accommodate changes.
مدیر پروژه برای تطبیق با تغییرات، مهلتها را دوباره زمانبندی میکند.
they reschedule their travel plans after the storm warning.
آنها پس از هشدارهای طوفان برنامههای سفر خود را دوباره زمانبندی میکنند.
he reschedules his calls to avoid interruptions.
او تماسهای خود را برای جلوگیری از وقفه دوباره زمانبندی میکند.
the conference organizers reschedule the keynote speaker.
سازندگان کنفرانس سخنران اصلی را دوباره زمانبندی میکنند.
reschedules meeting
تغییر زمان جلسه
reschedules appointment
تغییر زمان قرار ملاقات
reschedules event
تغییر زمان رویداد
reschedules flight
تغییر زمان پرواز
reschedules session
تغییر زمان نشست
reschedules class
تغییر زمان کلاس
reschedules deadline
تغییر زمان مهلت
reschedules conference
تغییر زمان کنفرانس
reschedules tour
تغییر زمان تور
reschedules interview
تغییر زمان مصاحبه
the manager reschedules the meeting for next week.
مدیر جلسه را برای هفته آینده دوباره زمانبندی میکند.
she often reschedules her appointments due to conflicts.
او اغلب به دلیل تداخل، قرار ملاقاتهای خود را دوباره زمانبندی میکند.
the airline reschedules flights during bad weather.
شرکت هواپیمایی در هوای بد پروازها را دوباره زمانبندی میکند.
he reschedules his workout sessions to fit his new job.
او جلسات تمرینی خود را برای تناسب با شغل جدیدش دوباره زمانبندی میکند.
the teacher reschedules classes when there is a holiday.
معلم کلاسها را در صورت تعطیلات دوباره زمانبندی میکند.
due to unforeseen circumstances, she reschedules the event.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، او رویداد را دوباره زمانبندی میکند.
the project manager reschedules deadlines to accommodate changes.
مدیر پروژه برای تطبیق با تغییرات، مهلتها را دوباره زمانبندی میکند.
they reschedule their travel plans after the storm warning.
آنها پس از هشدارهای طوفان برنامههای سفر خود را دوباره زمانبندی میکنند.
he reschedules his calls to avoid interruptions.
او تماسهای خود را برای جلوگیری از وقفه دوباره زمانبندی میکند.
the conference organizers reschedule the keynote speaker.
سازندگان کنفرانس سخنران اصلی را دوباره زمانبندی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید