deflation of the illusion that the 1960s were a perpetual party.
ورشکستگی توهم اینکه دهه 1960 یک مهمانی دائمی بود.
A different kind of -flation, deflation, seems to be gaining more currency these days.
یک نوع متفاوت از تورم و کاهش تقاضا به نظر میرسد که این روزها بیشتر رایج شده است.
The economy is experiencing deflation.
اقتصاد با کاهش قیمتها مواجه است.
Deflation can lead to decreased consumer spending.
کاهش قیمتها میتواند منجر به کاهش هزینههای مصرفکننده شود.
Central banks often try to combat deflation.
بانکهای مرکزی اغلب سعی میکنند با کاهش قیمتها مقابله کنند.
Deflationary pressures are impacting the housing market.
فشار ناشی از کاهش قیمتها بر بازار مسکن تأثیر میگذارد.
Deflation may result in lower wages for workers.
کاهش قیمتها ممکن است منجر به کاهش دستمزدها برای کارگران شود.
Deflationary environments can be challenging for businesses.
محیطهای با کاهش قیمتها میتواند برای مشاغل چالشبرانگیز باشد.
Investors are concerned about the risk of deflation.
سرمایهگذاران نگران خطر کاهش قیمتها هستند.
Deflation can increase the real burden of debt.
کاهش قیمتها میتواند بار واقعی بدهی را افزایش دهد.
Deflation is the opposite of inflation.
کاهش قیمتها خلاف تورم است.
Falling prices are a key characteristic of deflation.
کاهش قیمتها یک ویژگی کلیدی کاهش قیمتها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید