deftnesses

[ایالات متحده]/ˈdɛftnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdɛftnəsɪz/

ترجمه

n. مهارت و سرعت در حرکت

عبارات و ترکیب‌ها

deftnesses in action

مهارت‌ها در عمل

deftnesses of hands

مهارت‌های دستی

deftnesses of mind

مهارت‌های ذهنی

deftnesses in movement

مهارت‌ها در حرکت

deftnesses in design

مهارت‌ها در طراحی

deftnesses of skill

مهارت‌های تخصصی

deftnesses in performance

مهارت‌ها در اجرا

deftnesses of technique

مهارت‌های تکنیکی

deftnesses in crafting

مهارت‌ها در ساخت و ساز

deftnesses in negotiation

مهارت‌ها در مذاکره

جملات نمونه

his deftnesses in the kitchen amazed everyone.

ظرافت او در آشپزی باعث شگفتی همه شد.

she showcased her deftnesses in painting at the exhibition.

او مهارت‌های خود را در نقاشی در نمایشگاه به نمایش گذاشت.

the musician's deftnesses on the piano captivated the audience.

ظرافت‌های نوازنده در پیانو مخاطبان را مجذوب خود کرد.

his deftnesses in negotiation led to a successful deal.

مهارت‌های او در مذاکره منجر به یک معامله موفق شد.

she is known for her deftnesses in handling complex problems.

او به خاطر مهارتش در مقابله با مشکلات پیچیده شناخته شده است.

the artist's deftnesses with colors brought the painting to life.

مهارت‌های هنرمند با رنگ‌ها نقاشی را زنده کرد.

his deftnesses in sports earned him a scholarship.

مهارت‌های او در ورزش‌ها باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.

her deftnesses in communication helped resolve the conflict.

مهارت‌های او در برقراری ارتباط به حل مناقشه کمک کرد.

the chef's deftnesses in preparing seafood are unmatched.

مهارت‌های آشپز در تهیه غذاهای دریایی بی‌نظیر است.

his deftnesses in coding impressed the entire team.

مهارت‌های او در برنامه‌نویسی کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید