deftnesses in action
مهارتها در عمل
deftnesses of hands
مهارتهای دستی
deftnesses of mind
مهارتهای ذهنی
deftnesses in movement
مهارتها در حرکت
deftnesses in design
مهارتها در طراحی
deftnesses of skill
مهارتهای تخصصی
deftnesses in performance
مهارتها در اجرا
deftnesses of technique
مهارتهای تکنیکی
deftnesses in crafting
مهارتها در ساخت و ساز
deftnesses in negotiation
مهارتها در مذاکره
his deftnesses in the kitchen amazed everyone.
ظرافت او در آشپزی باعث شگفتی همه شد.
she showcased her deftnesses in painting at the exhibition.
او مهارتهای خود را در نقاشی در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
the musician's deftnesses on the piano captivated the audience.
ظرافتهای نوازنده در پیانو مخاطبان را مجذوب خود کرد.
his deftnesses in negotiation led to a successful deal.
مهارتهای او در مذاکره منجر به یک معامله موفق شد.
she is known for her deftnesses in handling complex problems.
او به خاطر مهارتش در مقابله با مشکلات پیچیده شناخته شده است.
the artist's deftnesses with colors brought the painting to life.
مهارتهای هنرمند با رنگها نقاشی را زنده کرد.
his deftnesses in sports earned him a scholarship.
مهارتهای او در ورزشها باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.
her deftnesses in communication helped resolve the conflict.
مهارتهای او در برقراری ارتباط به حل مناقشه کمک کرد.
the chef's deftnesses in preparing seafood are unmatched.
مهارتهای آشپز در تهیه غذاهای دریایی بینظیر است.
his deftnesses in coding impressed the entire team.
مهارتهای او در برنامهنویسی کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.
deftnesses in action
مهارتها در عمل
deftnesses of hands
مهارتهای دستی
deftnesses of mind
مهارتهای ذهنی
deftnesses in movement
مهارتها در حرکت
deftnesses in design
مهارتها در طراحی
deftnesses of skill
مهارتهای تخصصی
deftnesses in performance
مهارتها در اجرا
deftnesses of technique
مهارتهای تکنیکی
deftnesses in crafting
مهارتها در ساخت و ساز
deftnesses in negotiation
مهارتها در مذاکره
his deftnesses in the kitchen amazed everyone.
ظرافت او در آشپزی باعث شگفتی همه شد.
she showcased her deftnesses in painting at the exhibition.
او مهارتهای خود را در نقاشی در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
the musician's deftnesses on the piano captivated the audience.
ظرافتهای نوازنده در پیانو مخاطبان را مجذوب خود کرد.
his deftnesses in negotiation led to a successful deal.
مهارتهای او در مذاکره منجر به یک معامله موفق شد.
she is known for her deftnesses in handling complex problems.
او به خاطر مهارتش در مقابله با مشکلات پیچیده شناخته شده است.
the artist's deftnesses with colors brought the painting to life.
مهارتهای هنرمند با رنگها نقاشی را زنده کرد.
his deftnesses in sports earned him a scholarship.
مهارتهای او در ورزشها باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.
her deftnesses in communication helped resolve the conflict.
مهارتهای او در برقراری ارتباط به حل مناقشه کمک کرد.
the chef's deftnesses in preparing seafood are unmatched.
مهارتهای آشپز در تهیه غذاهای دریایی بینظیر است.
his deftnesses in coding impressed the entire team.
مهارتهای او در برنامهنویسی کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید