deicing

[ایالات متحده]/diːˈaɪsɪŋ/
[بریتانیا]/diˈaɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند حذف یخ از یک سطح

عبارات و ترکیب‌ها

deicing process

فرآیند یخ‌زدایی

deicing fluid

مایع یخ‌زدایی

deicing operations

عملیات یخ‌زدایی

deicing equipment

تجهیزات یخ‌زدایی

deicing methods

روش‌های یخ‌زدایی

deicing solutions

راه حل های یخ زدایی

deicing techniques

تکنیک های یخ زدایی

deicing agents

عوامل یخ‌زدایی

deicing standards

استانداردهای یخ‌زدایی

deicing schedule

برنامه زمانبندی یخ زدایی

جملات نمونه

deicing procedures are essential for safe flights.

روش‌های یخ‌زدایی برای پروازهای ایمن ضروری هستند.

the airport implemented new deicing methods this winter.

فرودگاه این زمستان روش‌های جدید یخ‌زدایی را اجرا کرد.

deicing agents help prevent ice accumulation on aircraft.

عوامل یخ‌زدایی به جلوگیری از تجمع یخ روی هواپیما کمک می‌کنند.

regular deicing is necessary during harsh weather conditions.

یخ‌زدایی منظم در شرایط آب و هوای نامساعد ضروری است.

ground crews are trained in efficient deicing techniques.

تیم‌های زمینی در تکنیک‌های یخ‌زدایی کارآمد آموزش دیده‌اند.

deicing operations can delay flight schedules.

عملیات یخ‌زدایی می‌تواند برنامه‌های پروازی را به تاخیر اندازد.

investing in better deicing equipment can improve safety.

سرمایه‌گذاری در تجهیزات یخ‌زدایی بهتر می‌تواند ایمنی را بهبود بخشد.

deicing is crucial for maintaining airport operations during winter.

یخ‌زدایی برای حفظ عملیات فرودگاه در طول زمستان بسیار مهم است.

airlines prioritize deicing to ensure passenger safety.

شرکت‌های هواپیمایی برای اطمینان از ایمنی مسافران، اولویت را به یخ‌زدایی می‌دهند.

effective deicing reduces the risk of accidents on runways.

یخ‌زدایی مؤثر خطر تصادفات در باند فرودگاه را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید