deindustrialize

[ایالات متحده]/diːˈɪndʌstrɪəlaɪz/
[بریتانیا]/diːˈɪndʌstrəˌlaɪz/

ترجمه

vt. برای حذف یا کاهش ظرفیت صنعتی، به ویژه در یک ملت شکست خورده

عبارات و ترکیب‌ها

deindustrialize economy

کاهش‌ صنعتی شدن اقتصاد

deindustrialize sector

کاهش‌ صنعتی شدن بخش

deindustrialize region

کاهش‌ صنعتی شدن منطقه

deindustrialize workforce

کاهش‌ صنعتی شدن نیروی کار

deindustrialize process

فرآیند کاهش‌ صنعتی شدن

deindustrialize community

کاهش‌ صنعتی شدن جامعه

deindustrialize landscape

کاهش‌ صنعتی شدن چشم‌انداز

deindustrialize nation

کاهش‌ صنعتی شدن کشور

deindustrialize strategy

استراتژی کاهش‌ صنعتی شدن

deindustrialize policy

سیاست کاهش‌ صنعتی شدن

جملات نمونه

many factories have begun to deindustrialize in recent years.

در سال‌های اخیر، بسیاری از کارخانه‌ها شروع به صنعتی‌زدایی کرده‌اند.

the government plans to deindustrialize certain regions to promote tourism.

دولت قصد دارد مناطق خاصی را صنعتی‌زدایی کند تا گردشگری را ترویج دهد.

some cities are struggling to deindustrialize without harming their communities.

برخی از شهرها برای صنعتی‌زدایی بدون آسیب رساندن به جوامع خود تلاش می‌کنند.

deindustrialize processes must be carefully managed to avoid chaos.

فرآیندهای صنعتی‌زدایی باید به دقت مدیریت شوند تا از هرج و مرج جلوگیری شود.

activists argue that we need to deindustrialize for environmental reasons.

فعال‌ها استدلال می‌کنند که ما به دلایل زیست‌محیطی به صنعتی‌زدایی نیاز داریم.

it is essential to have a plan when we deindustrialize a sector.

هنگامی که یک بخش را صنعتی‌زدایی می‌کنیم، داشتن یک برنامه ضروری است.

they are looking to deindustrialize while investing in green technologies.

آنها به دنبال صنعتی‌زدایی در حالی که در فناوری‌های سبز سرمایه‌گذاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید