dekagrams

[ایالات متحده]/ˈdɛkəɡræmz/
[بریتانیا]/ˈdɛkəɡræmz/

ترجمه

n. واحد متریک جرم برابر با ده گرم

عبارات و ترکیب‌ها

five dekagrams

پنج دسیمتر

ten dekagrams

ده دسیمتر

twenty dekagrams

بیست دسیمتر

three dekagrams

سه دسیمتر

one dekagram

یک دسیمتر

four dekagrams

چهار دسیمتر

two dekagrams

دو دسیمتر

seven dekagrams

هفت دسیمتر

eight dekagrams

هشت دسیمتر

nine dekagrams

نه دسیمتر

جملات نمونه

she weighs the ingredients in dekagrams for accuracy.

او مواد لازم را به دقت به گرم وزن می‌کند.

the recipe calls for 200 dekagrams of flour.

دستور غذا به 200 دکاوگرم آرد نیاز دارد.

he bought 50 dekagrams of cheese for the party.

او برای مهمانی 50 دکاوگرم پنیر خرید.

in cooking, dekagrams can help with portion control.

در آشپزی، دکاوگرم‌ها می‌توانند به کنترل مقدار کمک کنند.

the scale measures weight in dekagrams and grams.

ترازو وزن را به دکاوگرم و گرم اندازه گیری می‌کند.

she needs 300 dekagrams of sugar for the cake.

او برای کیک به 300 دکاوگرم شکر نیاز دارد.

he converted the weight from grams to dekagrams.

او وزن را از گرم به دکاوگرم تبدیل کرد.

the nutrition label lists the serving size in dekagrams.

برچسب تغذیه اندازه سهم را به دکاوگرم فهرست می‌کند.

she is measuring 150 dekagrams of rice for dinner.

او در حال اندازه گیری 150 دکاوگرم برنج برای شام است.

understanding dekagrams is essential for precise cooking.

درک دکاوگرم‌ها برای آشپزی دقیق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید