delayering

[ایالات متحده]/dɪˈleɪərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈleɪərɪŋ/

ترجمه

n.ساده‌سازی ساختار مدیریت; فشردگی سطوح مدیریتی

عبارات و ترکیب‌ها

delayering process

فرآیند لایه‌برداری

delayering strategy

استراتژی لایه‌برداری

delayering initiative

ابتکار عمل لایه‌برداری

delayering approach

رویکرد لایه‌برداری

delayering model

مدل لایه‌برداری

delayering effect

اثر لایه‌برداری

delayering benefits

مزایای لایه‌برداری

delayering challenge

چالش لایه‌برداری

delayering organization

سازمان لایه‌برداری

delayering framework

چارچوب لایه‌برداری

جملات نمونه

the company is focusing on delayering to improve efficiency.

شرکت بر لایه برداری برای بهبود کارایی تمرکز دارد.

delayering can lead to faster decision-making processes.

لایه برداری می تواند منجر به فرآیندهای تصمیم گیری سریعتر شود.

many organizations are adopting delayering strategies.

سازمان های زیادی در حال اتخاذ استراتژی های لایه برداری هستند.

delayering helps to reduce bureaucracy in large firms.

لایه برداری به کاهش بوروکراسی در شرکت های بزرگ کمک می کند.

the delayering initiative was well received by employees.

ابتکار عمل لایه برداری به خوبی از سوی کارکنان مورد استقبال قرار گرفت.

effective delayering can enhance communication across teams.

لایه برداری موثر می تواند ارتباطات بین تیم ها را تقویت کند.

delayering often requires a cultural shift within the organization.

لایه برداری اغلب به تغییر فرهنگ در سازمان نیاز دارد.

our management team is considering delayering to streamline operations.

تیم مدیریت ما در حال بررسی لایه برداری برای ساده سازی عملیات است.

delayering can sometimes lead to job redundancies.

لایه برداری گاهی اوقات می تواند منجر به کاهش مشاغل شود.

successful delayering requires careful planning and execution.

لایه برداری موفقیت آمیز نیاز به برنامه ریزی و اجرا دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید