delectable

[ایالات متحده]/dɪ'lektəb(ə)l/
[بریتانیا]/dɪ'lɛktəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دلپذیر; خوشمزه

جملات نمونه

the delectable Ms Davis.

خانم دلپذیر دیویس

He ate every savoury morsel of a delectable stew at the dinner.

او هر لقمه خوشمزه حریره خوشمزه را در شام خورد.

5.My meal began with two delectable chicken dishes: murgh tandoori and murgh malai tikka, both roasted in a traditional tandoor oven.

5.وعده غذایی من با دو غذای مرغ خوشمزه آغاز شد: مرغ تندوری و مرغ مالای تیکا، که هر دو در یک تنور سنتی پخته شده بودند.

The delectable aroma of freshly baked bread filled the kitchen.

عطر دلپذیر نان تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

She prepared a delectable feast for her guests.

او یک ضیافت خوشمزه برای مهمانانش آماده کرد.

I can't resist the delectable taste of chocolate.

من نمی توانم در برابر طعم خوشمزه شکلات مقاومت کنم.

The restaurant is known for its delectable seafood dishes.

این رستوران به خاطر غذاهای دریایی خوشمزه اش معروف است.

He savored every delectable bite of the dessert.

او از هر لقمه خوشمزه دسر لذت برد.

The delectable flavors of the soup lingered on my taste buds.

طعم های خوشمزه سوپ برای مدتی روی زبان من ماندگار بود.

The bakery offers a variety of delectable pastries.

آن شیرینی پزی انواع شیرینی های خوشمزه را ارائه می دهد.

The delectable scent of roses filled the garden.

عطر دلپذیر گل های رز باغ را پر کرد.

She baked a delectable apple pie for dessert.

او یک پای سیب خوشمزه برای دسر پخت.

The delectable combination of flavors in the dish impressed the food critics.

ترکیب خوشمزه طعم ها در این غذا منتقدان غذا را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید