delphis

[ایالات متحده]/ˈdɛl.fɪs/
[بریتانیا]/ˈdɛl.fɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستاندار دریایی شناخته شده به خاطر هوش و رفتار بازیگوشانه اش

عبارات و ترکیب‌ها

delphis dolphin

دلفین‌های دلفیس

delphis species

گونه‌های دلفیس

delphis habitat

زیستگاه دلفیس

delphis research

تحقیقات دلفیس

delphis communication

ارتباطات دلفیس

delphis conservation

حفظ و نگهداری دلفیس

delphis behavior

رفتار دلفیس

delphis intelligence

هوشمندی دلفیس

delphis population

جمعیت دلفیس

delphis interaction

تعاملات دلفیس

جملات نمونه

delphis is known for its ancient ruins.

دلفیس به خاطر ویرانه‌های باستانی خود شناخته شده است.

the oracle of delphis was highly regarded.

پیشگوی دلفی بسیار مورد احترام بود.

many visitors travel to delphis each year.

سالانه بازدیدکنندگان زیادی به دلفیس سفر می‌کنند.

delphis played a significant role in greek mythology.

دلفیس نقش مهمی در اساطیر یونان داشت.

archaeologists are studying the site of delphis.

باستان‌شناسان در حال مطالعه سایت دلفیس هستند.

the history of delphis is fascinating.

تاریخ دلفیس جذاب است.

delphis was a center for worship in ancient greece.

دلفیس یک مرکز عبادت در یونان باستان بود.

visitors can explore the ruins of delphis.

بازدیدکنندگان می‌توانند ویرانه‌های دلفیس را کاوش کنند.

the landscape around delphis is breathtaking.

مناظر اطراف دلفیس نفس‌گیر است.

delphis is often associated with apollo.

دلفیس اغلب با آپولو مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید