delver

[ایالات متحده]/ˈdɛlvə/
[بریتانیا]/ˈdɛlvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پژوهشگر که صبور و کوشا است؛ یک کاوشگر؛ یک حفار
Word Forms
جمعdelvers

عبارات و ترکیب‌ها

data delver

کاوشگر داده

knowledge delver

کاوشگر دانش

deep delver

کاوشگر عمیق

curious delver

کاوشگر کنجکاو

insight delver

کاوشگر بینش

truth delver

کاوشگر حقیقت

history delver

کاوشگر تاریخ

resource delver

کاوشگر منبع

content delver

کاوشگر محتوا

fact delver

کاوشگر واقعیت

جملات نمونه

the delver uncovered ancient artifacts in the cave.

کاوشگر آثار باستانی را در غار کشف کرد.

as a delver of knowledge, she spent hours in the library.

همانطور که کاوشگر دانش بود، ساعت ها در کتابخانه وقت گذراند.

the delver's enthusiasm for history was evident in his research.

اشتیاق کاوشگر به تاریخ در تحقیقات او آشکار بود.

a skilled delver can find treasures others overlook.

یک کاوشگر ماهر می تواند گنج هایی را که دیگران نادیده می گیرند، پیدا کند.

the delver shared his findings with the local community.

کاوشگر یافته های خود را با جامعه محلی به اشتراک گذاشت.

she became a delver of secrets in the world of journalism.

او به یک کاوشگر اسرار در دنیای روزنامه‌نگاری تبدیل شد.

the delver's journey led to unexpected discoveries.

سفر کاوشگر به کشف های غیرمنتظره ای منجر شد.

many delvers are drawn to the mysteries of the past.

بسیاری از کاوشگران به اسرار گذشته جذب می شوند.

he is a delver into the depths of human psychology.

او به اعماق روانشناسی انسان وارد می شود.

the delver used advanced tools to aid in his excavation.

کاوشگر از ابزارهای پیشرفته برای کمک به حفر کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید