demobilizes

[ایالات متحده]/dɪˈməʊbɪlaɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈmoʊbɪlaɪzɪz/

ترجمه

v. از خدمت نظامی آزاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

demobilizes troops

demobilize کردن سربازان

demobilizes soldiers

demobilize کردن سربازان

demobilizes forces

demobilize کردن نیروها

demobilizes units

demobilize کردن واحدها

demobilizes personnel

demobilize کردن پرسنل

demobilizes equipment

demobilize کردن تجهیزات

demobilizes operations

demobilize کردن عملیات

demobilizes combatants

demobilize کردن جنگ‌سالاران

demobilizes assets

demobilize کردن دارایی‌ها

demobilizes reserves

demobilize کردن ذخایر

جملات نمونه

the army demobilizes after a successful mission.

ارتش پس از یک مأموریت موفق، از خدمت جدا می‌شود.

he demobilizes from active duty next month.

او ماه آینده از خدمت فعال جدا خواهد شد.

the government plans to demobilize thousands of troops.

دولت قصد دارد هزاران سرباز را از خدمت جدا کند.

she felt relieved when her husband demobilizes.

وقتی شوهرش از خدمت جدا شد، او احساس راحتی کرد.

demobilizes are often reintegrated into civilian life.

افراد جدا شده از خدمت، اغلب به زندگی مدنی باز می‌گردند.

the program helps demobilizes find new jobs.

این برنامه به افراد جدا شده از خدمت کمک می‌کند تا شغل جدیدی پیدا کنند.

demobilizes may face challenges adjusting to civilian life.

افراد جدا شده از خدمت ممکن است با چالش‌های سازگاری با زندگی مدنی مواجه شوند.

after he demobilizes, he wants to travel the world.

بعد از اینکه از خدمت جدا شد، می‌خواهد جهان را سفر کند.

the ceremony honors those who have demobilized.

این مراسم از کسانی که از خدمت جدا شده‌اند، تجلیل می‌کند.

demobilizes often receive support from local communities.

افراد جدا شده از خدمت اغلب از حمایت جوامع محلی برخوردار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید