firearms
سلاح گرم
arms race
رقبای تسلیحاتی
open arms
بازوهای باز
small arms
سلاحهای سبک
arms embargo
تحریم تسلیحاتی
coat of arms
نماد
call to arms
فراخوان برای مسلح شدن
brothers in arms
برادران در آغوش
a coat of arms in a cartouche.
یک نشان در یک کارتوچ.
spindly arms and legs.
بازو و پاهای باریک و نحیف.
arms flailing helplessly in the water.
دست و پا زدن ناتوانانه در آب.
The police caught an international arms trafficker.
پلیس یک قاچاقچی بینالمللی سلاح را دستگیر کرد.
their arms were held out crosswise.
دستهایشان به صورت عرضی دراز شده بود.
the demi-monde of arms deals.
جهان زیرزمینی معاملات تسلیحاتی.
a call to arms against the invaders.
فراخوان برای بسیج علیه متجاوزان.
talks on arms reduction.
گفتگوها در مورد کاهش تسلیحات.
hold your arms so.
دستهایت را اینگونه نگه دار.
a move to halt the arms race.
تلاشی برای توقف مسابقه تسلیحاتی.
twine one's arms round
دور کردن دستها به دور یکدیگر
coordinate the movements of the arms and legs
هماهنگی حرکات دست و پا
oppose one's arms to the blow
مقاومت با دست در برابر ضربه
the senator's position on arms control.
موضع سناتور در مورد کنترل تسلیحات.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید