demonology

[ایالات متحده]/diːmə'nɒlədʒɪ/
[بریتانیا]/ˌdimən'ɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. مطالعه شیاطین، ارواح شیطانی یا موجودات ماوراء الطبیعه.
Word Forms

جملات نمونه

She studied demonology as part of her theology degree.

او به عنوان بخشی از مدرک الهیات خود، به مطالعه شیطان‌شناسی پرداخت.

Many horror movies involve themes of demonology.

بسیاری از فیلم‌های ترسناک شامل مضامین شیطان‌شناسی هستند.

The book delves into the history of demonology.

این کتاب به بررسی تاریخچه شیطان‌شناسی می‌پردازد.

He is considered an expert in demonology.

او به عنوان یک متخصص در شیطان‌شناسی شناخته می‌شود.

The professor lectured on demonology and its cultural significance.

این پروفسور در مورد شیطان‌شناسی و اهمیت فرهنگی آن سخنرانی کرد.

Some people believe in the practice of demonology.

برخی از مردم به انجام شیطان‌شناسی اعتقاد دارند.

The documentary explores the world of demonology and exorcism.

این مستند دنیای شیطان‌شناسی و دفع شیاطین را بررسی می‌کند.

She wrote a thesis on the intersection of demonology and folklore.

او تز دکترای خود را در مورد تقاطع شیطان‌شناسی و فولکلور نوشت.

The museum exhibit showcases artifacts related to demonology.

نمایشگاه موزه آثار مرتبط با شیطان‌شناسی را به نمایش می‌گذارد.

In medieval times, demonology was a prominent aspect of religious studies.

در قرون وسطی، شیطان‌شناسی جنبه‌ای برجسته از مطالعات مذهبی بود.

نمونه‌های واقعی

He played with his soup, his heart black with dread, and listened to the vicar on demonology.

او با سوپ خود بازی کرد، دلش از ترس سیاه شده بود و به صحبت‌های کشیش در مورد شیطنت‌شناسی گوش می‌داد.

منبع: A handsome face.

Then the vicar asked Searle if he fished. Searle did not, but the vicar did. The vicar's other interest, a short head behind demonology, was the dry fly.

سپس کشیش ازSearle پرسید آیا ماهیگیری می‌کند. Searle نه، اما کشیش انجام می‌داد. علاقه دیگر کشیش، یک سر کوتاه در پشت شیطنت‌شناسی، پرواز خشک بود.

منبع: A handsome face.

He had heard at one time or another everything that the vicar had to say on the subject of demonology, but at least it was a relief to get away from worms.

او یک بار در زمان یا زمان دیگری همه چیزهایی را که کشیش در مورد شیطنت‌شناسی می‌گفت، شنیده بود، اما حداقل رهایی از کرم‌ها یک تسکین بود.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید