demonstratives

[ایالات متحده]/dɪˈmɒnstrətɪvz/
[بریتانیا]/dɪˈmɑːnstrətɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات که اقلام یا افراد خاص را نشان می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

this demonstratives

این نشانگرها

those demonstratives

آن نشانگرها

demonstratives examples

نمونه‌های نشان‌دهنده

demonstratives usage

نحوه استفاده از نشان‌دهنده‌ها

demonstratives types

انواع نشان‌دهنده‌ها

demonstratives rules

قوانین نشان‌دهنده‌ها

demonstratives chart

جدول نشان‌دهنده‌ها

demonstratives list

لیست نشان‌دهنده‌ها

demonstratives forms

فرم‌های نشان‌دهنده

demonstratives function

وظیفه نشان‌دهنده‌ها

جملات نمونه

demonstratives play a crucial role in language.

تصویری نقش مهمی در زبان ایفا می‌کنند.

these demonstratives help clarify meaning.

این نشانه‌های به روشن شدن معنا کمک می‌کنند.

we use demonstratives to indicate specific items.

ما از نشانه‌ها برای اشاره به موارد خاص استفاده می‌کنیم.

he pointed to those demonstratives on the board.

او به آن نشانه‌ها روی تخته اشاره کرد.

understanding demonstratives enhances communication.

درک نشانه‌ها ارتباطات را بهبود می‌بخشد.

she explained the concept of demonstratives in detail.

او مفهوم نشانه‌ها را به طور مفصل توضیح داد.

demonstratives can vary between languages.

نشانه‌ها می‌توانند در زبان‌های مختلف متفاوت باشند.

these demonstratives are essential for effective writing.

این نشانه‌ها برای نوشتن مؤثر ضروری هستند.

they often confuse demonstratives with pronouns.

آنها اغلب نشانه‌ها را با ضمایر اشتباه می‌گیرند.

using demonstratives correctly improves clarity.

استفاده صحیح از نشانه‌ها باعث بهبود وضوح می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید