dendroid

[ایالات متحده]/ˈdɛn.drɔɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛn.drɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخت‌مانند; دندریتی (در زمینه پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

dendroid structure

ساختار درندی

dendroid cell

سلول درندی

dendroid network

شبکه درندی

dendroid pattern

الگوی درندی

dendroid growth

رشد درندی

dendroid form

شکل درندی

dendroid morphology

ریخت‌شناسی درندی

dendroid feature

ویژگی درندی

dendroid design

طراحی درندی

dendroid model

مدل درندی

جملات نمونه

the dendroid structure of the plant is fascinating.

ساختار دندروئید گیاه بسیار جذاب است.

scientists studied the dendroid formations in the forest.

دانشمندان ساختارهای دندروئید را در جنگل مطالعه کردند.

many species exhibit dendroid characteristics.

بسیاری از گونه ها دارای ویژگی های دندروئید هستند.

the dendroid model helped visualize the data.

مدل دندروئید به تجسم داده ها کمک کرد.

he illustrated the concept with a dendroid diagram.

او این مفهوم را با یک نمودار دندروئید نشان داد.

dendroid organisms play a crucial role in the ecosystem.

موجودات دندروئید نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

the dendroid pattern can be seen in various species.

الگوی دندروئید را می توان در گونه های مختلف مشاهده کرد.

researchers are exploring dendroid architecture in nature.

محققان در حال بررسی معماری دندروئید در طبیعت هستند.

understanding dendroid forms is essential for biology.

درک اشکال دندروئید برای زیست شناسی ضروری است.

the artist created a painting inspired by dendroid shapes.

هنرمند نقاشی الهام گرفته از شکل های دندروئید خلق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید