dengue

[ایالات متحده]/ˈdɛŋɡeɪ/
[بریتانیا]/ˈdɛŋɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری گرمسیری ناشی از ویروس دنگی، که با تب بالا، سردرد شدید، درد پشت چشم‌ها، درد مفاصل و عضلات، راش و خونریزی خفیف مشخص می‌شود.
Word Forms
جمعdengues

عبارات و ترکیب‌ها

dengue fever

تب دنگی

dengue virus

ویروس دنگی

dengue outbreak

شیوع دنگی

dengue prevention

پیشگیری از دنگی

dengue symptoms

علائم دنگی

dengue transmission

انتقال دنگی

dengue treatment

درمان دنگی

dengue vaccine

واکسن دنگی

dengue risk

خطر دنگی

dengue cases

موارد دنگی

جملات نمونه

dengue fever is transmitted by mosquitoes.

تب دنگو از طریق نیش پشه‌ها منتقل می‌شود.

preventing dengue requires eliminating standing water.

برای پیشگیری از دنگو، از بین بردن آب‌های راکد ضروری است.

symptoms of dengue include high fever and severe pain.

علائم دنگو شامل تب بالا و درد شدید است.

there is no specific treatment for dengue virus infections.

درمان خاصی برای عفونت ویروس دنگو وجود ندارد.

vaccines for dengue are being developed.

واکسن‌های دنگو در حال توسعه هستند.

people in tropical regions are at higher risk for dengue.

افرادی که در مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به دنگو هستند.

public health campaigns help raise awareness about dengue.

کمپین‌های بهداشت عمومی به افزایش آگاهی در مورد دنگو کمک می‌کنند.

dengue outbreaks often occur during the rainy season.

شیوع دنگو اغلب در فصل بارانی رخ می‌دهد.

early diagnosis of dengue is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام دنگو برای درمان موثر بسیار مهم است.

travelers should take precautions to avoid dengue.

سفرکنندگان باید برای جلوگیری از دنگو احتیاط کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید