denizen

[ایالات متحده]/'denɪz(ə)n/
[بریتانیا]/ˈdɛnɪzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حق اقامت را اعطا کردن به; پیوند زدن
n. ساکن; واژه خارجی; مقیم خارجی

جملات نمونه

denizens of the deep.

ساکنان اعماق

Fish are denizen of the sea.

ماهی‌ها ساکنان دریا هستند.

denizens of Monte Carlo.

ساکنان مونت کارلو

denizens of field and forest.

ساکنان دشت و جنگل

In this country children of denizen go to school free.

در این کشور، کودکانِ ساکنان به صورت رایگان به مدرسه می‌روند.

The hire of building is more;Denizen receivability pay-charge serve.Conclusion Development of co...

اجاره ساختمان بیشتر است؛ ساکنان، پرداخت هزینه و ارائه خدمات را دریافت می‌کنند. نتیجه، توسعه...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید