denominating currency
واحد پول اسمی
denominating unit
واحد اسمی
denominating factor
ضریب اسمی
denominating asset
دارایی اسمی
denominating price
قیمت اسمی
denominating measure
معیار اسمی
denominating value
ارزش اسمی
denominating rate
نرخ اسمی
denominating system
سیستم اسمی
denominating standard
استاندارد اسمی
the company is denominating its shares in us dollars.
شرکت در حال تعیین ارزش سهام خود به دلار آمریکا است.
they are denominating the new bond issue in euros.
آنها اوراق قرضه جدید را به یورو تعیین میکنند.
denominating the currency can help stabilize the economy.
تعیین واحد پول میتواند به تثبیت اقتصاد کمک کند.
the report discusses the advantages of denominating assets.
این گزارش مزایای تعیین ارزش داراییها را مورد بحث قرار میدهد.
denominating funds in local currency is a common practice.
تعیین وجوه به ارز محلی یک روش معمول است.
investors prefer denominating their investments in stable currencies.
سرمایهگذاران ترجیح میدهند سرمایهگذاری خود را به ارزهای باثبات تعیین کنند.
denominating contracts in foreign currencies can introduce risks.
تعیین قراردادها به ارزهای خارجی میتواند خطراتی را به همراه داشته باشد.
they discussed the implications of denominating prices in different currencies.
آنها پیامدهای تعیین قیمتها به ارزهای مختلف را مورد بحث قرار دادند.
denominating loans in local currency can reduce exchange rate risk.
تعیین وامها به ارز محلی میتواند خطر نرخ ارز را کاهش دهد.
denominating the value of goods in dollars simplifies transactions.
تعیین ارزش کالاها به دلار، تراکنشها را ساده میکند.
denominating currency
واحد پول اسمی
denominating unit
واحد اسمی
denominating factor
ضریب اسمی
denominating asset
دارایی اسمی
denominating price
قیمت اسمی
denominating measure
معیار اسمی
denominating value
ارزش اسمی
denominating rate
نرخ اسمی
denominating system
سیستم اسمی
denominating standard
استاندارد اسمی
the company is denominating its shares in us dollars.
شرکت در حال تعیین ارزش سهام خود به دلار آمریکا است.
they are denominating the new bond issue in euros.
آنها اوراق قرضه جدید را به یورو تعیین میکنند.
denominating the currency can help stabilize the economy.
تعیین واحد پول میتواند به تثبیت اقتصاد کمک کند.
the report discusses the advantages of denominating assets.
این گزارش مزایای تعیین ارزش داراییها را مورد بحث قرار میدهد.
denominating funds in local currency is a common practice.
تعیین وجوه به ارز محلی یک روش معمول است.
investors prefer denominating their investments in stable currencies.
سرمایهگذاران ترجیح میدهند سرمایهگذاری خود را به ارزهای باثبات تعیین کنند.
denominating contracts in foreign currencies can introduce risks.
تعیین قراردادها به ارزهای خارجی میتواند خطراتی را به همراه داشته باشد.
they discussed the implications of denominating prices in different currencies.
آنها پیامدهای تعیین قیمتها به ارزهای مختلف را مورد بحث قرار دادند.
denominating loans in local currency can reduce exchange rate risk.
تعیین وامها به ارز محلی میتواند خطر نرخ ارز را کاهش دهد.
denominating the value of goods in dollars simplifies transactions.
تعیین ارزش کالاها به دلار، تراکنشها را ساده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید