denuclearize

[ایالات متحده]/diːˈnjuːklɪəraɪz/
[بریتانیا]/diˈnjuːklɪˌraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای حذف سلاح‌های هسته‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

denuclearize nations

غیر هسته‌سازی کشورها

denuclearize weapons

غیر هسته‌سازی سلاح‌ها

denuclearize region

غیر هسته‌سازی منطقه

denuclearize efforts

تلاش‌های غیر هسته‌ای

denuclearize agreement

توافق‌نامه غیر هسته‌ای

denuclearize process

فرآیند غیر هسته‌ای

denuclearize strategy

استراتژی غیر هسته‌ای

denuclearize talks

گفتگوهای غیر هسته‌ای

denuclearize policy

سیاست غیر هسته‌ای

denuclearize commitment

تعهد به غیر هسته‌سازی

جملات نمونه

the country agreed to denuclearize in exchange for economic aid.

کشور با از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای در ازای کمک‌های اقتصادی موافقت کرد.

international pressure is mounting to denuclearize the region.

فشار بین‌المللی برای از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای در منطقه در حال افزایش است.

negotiations aim to denuclearize north korea.

مذاکرات با هدف از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای کره شمالی است.

the treaty requires all parties to denuclearize by 2030.

معاهده مستلزم آن است که همه طرف‌ها تا سال ۲۰۳۰ سلاح‌های هسته‌ای خود را از بین ببرند.

they are working together to denuclearize their arsenals.

آنها در حال همکاری برای از بین بردن زرادخانه‌های خود هستند.

efforts to denuclearize have faced many challenges.

تلاش‌ها برای از بین بردن سلاح‌های هسته‌ای با چالش‌های زیادی روبرو شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید