nuclearize

[ایالات متحده]/ˈnjuːklɪəraɪz/
[بریتانیا]/ˈnuːklɪəraɪz/

ترجمه

vt. فراهم کردن با سلاح‌های هسته‌ای یا انرژی هسته‌ای; تجهیز کردن با قابلیت‌های هسته‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

nuclearize energy

هسته‎اي‌سازي انرژی

nuclearize weapons

هسته‎اي‌سازي سلاح‌ها

nuclearize policy

هسته‎اي‌سازي سیاست

nuclearize strategy

هسته‎اي‌سازي استراتژی

nuclearize power

هسته‎اي‌سازي قدرت

nuclearize technology

هسته‎اي‌سازي فناوری

nuclearize economy

هسته‎اي‌سازي اقتصاد

nuclearize energy sources

هسته‎اي‌سازي منابع انرژی

nuclearize infrastructure

هسته‎اي‌سازي زیرساخت‌ها

nuclearize research

هسته‎اي‌سازي پژوهش

جملات نمونه

the government plans to nuclearize the energy sector.

دولت قصد دارد بخش انرژی را هسته‌سازی کند.

some countries are looking to nuclearize their military capabilities.

برخی از کشورها به دنبال هسته‌سازی توانایی‌های نظامی خود هستند.

experts warn against the rush to nuclearize developing nations.

متخصصان هشدار می‌دهند که نباید عجله کرد تا کشورهای در حال توسعه را هسته‌سازی کرد.

the debate continues on whether to nuclearize our power grid.

بحث ادامه دارد که آیا شبکه برق ما را هسته‌سازی کنیم یا خیر.

they aim to nuclearize their energy sources to reduce carbon emissions.

آنها قصد دارند منابع انرژی خود را هسته‌سازی کنند تا انتشار کربن را کاهش دهند.

some activists oppose plans to nuclearize the local power plant.

برخی از فعالان با برنامه‌های هسته‌سازی نیروگاه محلی مخالفت می‌کنند.

it is crucial to consider safety when deciding to nuclearize.

هنگام تصمیم‌گیری برای هسته‌سازی، در نظر گرفتن ایمنی بسیار مهم است.

countries that nuclearize must adhere to international regulations.

کشورهایی که هسته‌سازی می‌کنند باید به مقررات بین‌المللی پایبند باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید