the clergymen were deplorably unspiritual.
روحانیون به طرز غم انگیزی غیر معنوی بودند.
Business is deplorably dull.
کسب و کار به طرز غم انگیزی کساد است.
The service at that restaurant was deplorably slow.
خدمات در آن رستوران به طرز غم انگیزی کند بود.
The living conditions in the slums were deplorably poor.
شرایط زندگی در مناطق فقیرنشین به طرز غم انگیزی بد بود.
Her behavior was deplorably rude.
رفتار او به طرز غم انگیزی بی ادبانه بود.
The company's financial situation was deplorably bad.
وضعیت مالی شرکت به طرز غم انگیزی بد بود.
The quality of the products was deplorably low.
کیفیت محصولات به طرز غم انگیزی پایین بود.
The team's performance in the game was deplorably weak.
عملکرد تیم در بازی به طرز غم انگیزی ضعیف بود.
The condition of the roads in the rural areas was deplorably bad.
وضعیت جاده ها در مناطق روستایی به طرز غم انگیزی بد بود.
Her treatment of the employees was deplorably unfair.
رفتار او با کارکنان به طرز غم انگیزی ناعادلانه بود.
The lack of resources in the school was deplorably evident.
کمبود منابع در مدرسه به طرز غم انگیزی آشکار بود.
The response from the authorities was deplorably inadequate.
پاسخ مقامات به طرز غم انگیزی ناکافی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید