deportee

[ایالات متحده]/ˌdiːpɔː'tiː/
[بریتانیا]/ˌdipɔr'ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کشور خود اخراج شده است، معمولاً به عنوان شکلی از مجازات

جملات نمونه

Revised: What does a person thinks of after becoming a deportee?

بازنگری: یک فرد بعد از تبدیل شدن به یک اخراجی چه فکر می‌کند؟

Sexist: What does a person thinks of after he becomes a deportee?

تبعیض جنسیتی: یک فرد بعد از اینکه به یک اخراجی تبدیل می‌شود چه فکر می‌کند؟

The deportee was sent back to his home country.

اخراجی به کشورش بازگردانده شد.

The government deported the illegal deportee.

دولت اخراجی غیرقانونی را اخراج کرد.

The deportee was separated from their family during the deportation process.

در طول فرآیند اخراج، اخراجی از خانواده‌اش جدا شد.

The deportee faced uncertainty about their future after being deported.

اخراجی پس از اخراج با عدم اطمینان در مورد آینده خود روبرو شد.

The deportee was escorted by immigration officials onto the plane.

مقامات مهاجرتی اخراجی را سوار هواپیما کردند.

The deportee was detained in a holding facility before being deported.

قبل از اخراج، اخراجی در یک مرکز نگهداری بازداشت شد.

The deportee was given a chance to appeal the deportation order.

به اخراجی فرصتی برای اعتراض به دستور اخراج داده شد.

The deportee was provided with legal assistance during the deportation proceedings.

در طول فرآیند دادخواهی اخراج، به اخراجی کمک‌های حقوقی ارائه شد.

The deportee was not allowed to return to the country for a certain period of time.

به اخراجی اجازه بازگشت به کشور برای مدت معینی داده نشد.

The deportee was relieved to finally be reunited with their family after deportation.

اخراجی از اینکه سرانجام پس از اخراج با خانواده‌اش دوباره متحد شد، احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید