derides

[ایالات متحده]/dɪˈraɪdz/
[بریتانیا]/dɪˈraɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تمسخر یا استهزا گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

derides others

مسخره کردن دیگران

derides authority

مسخره کردن اقتدار

derides ideas

مسخره کردن ایده‌ها

derides himself

مسخره کردن خودش

derides norms

مسخره کردن هنجارها

derides critics

مسخره کردن منتقدان

derides beliefs

مسخره کردن باورها

derides traditions

مسخره کردن سنت‌ها

derides opinions

مسخره کردن نظرات

derides practices

مسخره کردن روش‌ها

جملات نمونه

she derides his attempts to be funny.

او تلاش‌های او برای خنده‌دار بودن را مسخره می‌کند.

the critic derides the new movie as a failure.

منتقد فیلم جدید را به عنوان یک شکست مسخره می‌کند.

he often derides her fashion choices.

او اغلب انتخاب‌های مد او را مسخره می‌کند.

the teacher derides students who don't study.

معلم دانش‌آموزانی را که درس نمی‌خوانند، مسخره می‌کند.

she derides the idea that money can buy happiness.

او این ایده را که پول می‌تواند خوشبختی را به دست آورد، مسخره می‌کند.

he derides his friend's obsession with video games.

او وسواس دوستش با بازی‌های ویدیویی را مسخره می‌کند.

the comedian derides everyday situations in his act.

کمدین موقعیت‌های روزمره را در اجرا خود مسخره می‌کند.

she derides the notion of perfection.

او این مفهوم از کمال را مسخره می‌کند.

he derides the outdated technology in the office.

او فناوری قدیمی در دفتر را مسخره می‌کند.

the article derides the misconceptions about climate change.

مقاله سوءتفاهم‌ها در مورد تغییرات آب و هوایی را مسخره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید