derides others
مسخره کردن دیگران
derides authority
مسخره کردن اقتدار
derides ideas
مسخره کردن ایدهها
derides himself
مسخره کردن خودش
derides norms
مسخره کردن هنجارها
derides critics
مسخره کردن منتقدان
derides beliefs
مسخره کردن باورها
derides traditions
مسخره کردن سنتها
derides opinions
مسخره کردن نظرات
derides practices
مسخره کردن روشها
she derides his attempts to be funny.
او تلاشهای او برای خندهدار بودن را مسخره میکند.
the critic derides the new movie as a failure.
منتقد فیلم جدید را به عنوان یک شکست مسخره میکند.
he often derides her fashion choices.
او اغلب انتخابهای مد او را مسخره میکند.
the teacher derides students who don't study.
معلم دانشآموزانی را که درس نمیخوانند، مسخره میکند.
she derides the idea that money can buy happiness.
او این ایده را که پول میتواند خوشبختی را به دست آورد، مسخره میکند.
he derides his friend's obsession with video games.
او وسواس دوستش با بازیهای ویدیویی را مسخره میکند.
the comedian derides everyday situations in his act.
کمدین موقعیتهای روزمره را در اجرا خود مسخره میکند.
she derides the notion of perfection.
او این مفهوم از کمال را مسخره میکند.
he derides the outdated technology in the office.
او فناوری قدیمی در دفتر را مسخره میکند.
the article derides the misconceptions about climate change.
مقاله سوءتفاهمها در مورد تغییرات آب و هوایی را مسخره میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید