dervish

[ایالات متحده]/'dɜːvɪʃ/
[بریتانیا]/'dɝvɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عارف صوفی که در آیین‌های رقص شیدایی شرکت می‌کند؛ یک راهب در حال begging
Word Forms
جمعdervishes

عبارات و ترکیب‌ها

whirling dervish

چرخنده درويش

Sufi dervish

درويش صوفي

mystical dervish dance

رقص درويشي عرفاني

جملات نمونه

The dervish whirled in a mystical trance.

چرخند درویش در حالت عرفانی و روحانی بود.

She watched the dervish spinning with awe.

او با حیرت به چرخش درویش نگاه کرد.

The dervish wore a flowing white robe.

درویش یک خرقه‌ی سفید و گشاد به تن داشت.

The music set the dervish into motion.

موسیقی باعث شد درویش به حرکت درآید.

The dervish's movements were graceful and fluid.

حرکات درویش زیبا و روان بودند.

The dervish performed a mesmerizing dance.

درویش یک رقص مسحورکننده اجرا کرد.

The dervish's spinning symbolized spiritual enlightenment.

چرخش درویش نماد روشناحی معنوی بود.

The dervish's whirling dance captivated the audience.

رقص گردان درویش مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The dervish's ritualistic movements were mesmerizing.

حرکات آیینی درویش مسحورکننده بودند.

The dervish's spinning ritual was part of a sacred tradition.

آیین چرخاندن درویش بخشی از یک سنت مقدس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید