desertifications

[ایالات متحده]/dɪˌzɜːtɪfɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/dɪˌzɜrtɪfɪˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. (خاک) تخریب به بیابان; بیابان‌زایی

عبارات و ترکیب‌ها

combat desertifications

مقابله با بیابان‌زایی‌ها

prevent desertifications

جلوگیری از بیابان‌زایی‌ها

mitigate desertifications

کاهش اثرات بیابان‌زایی‌ها

address desertifications

رسیدگی به بیابان‌زایی‌ها

manage desertifications

مدیریت بیابان‌زایی‌ها

monitor desertifications

نظارت بر بیابان‌زایی‌ها

study desertifications

مطالعه بیابان‌زایی‌ها

analyze desertifications

تجزیه و تحلیل بیابان‌زایی‌ها

combatting desertifications

مقابله با بیابان‌زایی‌ها

reduce desertifications

کاهش بیابان‌زایی‌ها

جملات نمونه

desertifications can lead to loss of biodiversity.

بیابان‌زایی می‌تواند منجر به از دست دادن تنوع زیستی شود.

many regions are facing severe desertifications.

مناطق بسیاری با خشکسالی شدید روبرو هستند.

desertifications threaten agricultural productivity.

خشکسالی، بهره‌وری کشاورزی را تهدید می‌کند.

efforts to combat desertifications are crucial.

تلاش برای مقابله با خشکسالی بسیار مهم است.

climate change exacerbates desertifications worldwide.

تغییرات آب و هوایی خشکسالی را در سراسر جهان تشدید می‌کند.

desertifications can displace entire communities.

خشکسالی می‌تواند باعث جابجایی کل جوامع شود.

restoration projects aim to reverse desertifications.

پروژه‌های احیا هدفشان معکوس کردن روند خشکسالی است.

governments must address the issue of desertifications.

دولت‌ها باید به مسئله خشکسالی رسیدگی کنند.

education is key to preventing desertifications.

آموزش برای جلوگیری از خشکسالی بسیار مهم است.

desertifications impact local economies significantly.

خشکسالی تأثیر قابل توجهی بر اقتصادهای محلی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید