deskwork

[ایالات متحده]/ˈdɛskwɜːk/
[بریتانیا]/ˈdɛskwɜrk/

ترجمه

n. کار دفتری یا اداری که در یک میز انجام می‌شود؛ نوشتن یا آماده‌سازی اسناد

عبارات و ترکیب‌ها

deskwork tasks

وظایف کاری دسکتاپ

deskwork routine

روتین کاری دسکتاپ

deskwork duties

وظایف دسکتاپ

deskwork skills

مهارت‌های دسکتاپ

deskwork environment

محیط کار دسکتاپ

deskwork hours

ساعات کاری دسکتاپ

deskwork tools

ابزارهای دسکتاپ

deskwork projects

پروژه‌های دسکتاپ

deskwork strategies

استراتژی‌های دسکتاپ

deskwork challenges

چالش‌های دسکتاپ

جملات نمونه

i have a lot of deskwork to finish before the deadline.

من کارهای زیادی برای انجام دادن قبل از مهلت نهایی دارم.

she prefers deskwork over fieldwork.

او کار دفتری را به کار میدانی ترجیح می دهد.

deskwork can be quite tedious at times.

گاهی اوقات کار دفتری می تواند بسیار خسته کننده باشد.

he is good at both deskwork and hands-on tasks.

او در هر دو کار دفتری و کارهای عملی خوب است.

deskwork requires a lot of concentration.

کار دفتری نیاز به تمرکز زیادی دارد.

she manages her deskwork efficiently.

او کار دفتری خود را به طور موثر مدیریت می کند.

after a long day of deskwork, i need to relax.

بعد از یک روز طولانی کار دفتری، به استراحت نیاز دارم.

deskwork often involves using a computer.

کار دفتری اغلب شامل استفاده از کامپیوتر می شود.

he balances his deskwork with outdoor activities.

او کار دفتری خود را با فعالیت های فضای باز متعادل می کند.

deskwork can lead to a sedentary lifestyle.

کار دفتری می تواند منجر به یک سبک زندگی کم تحرک شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید