urgent despatches
ارسالهای فوری
daily despatches
ارسالهای روزانه
overseas despatches
ارسالهای зарубеги
official despatches
ارسالهای رسمی
internal despatches
ارسالهای داخلی
scheduled despatches
ارسالهای زمانبندیشده
final despatches
ارسالهای نهایی
prompt despatches
ارسالهای سریع
bulk despatches
ارسالهای عمده
special despatches
ارسالهای ویژه
the company despatches goods every friday.
شرکت هر جمعه کالا ارسال میکند.
we need to track the despatches to ensure timely delivery.
ما باید محمولهها را ردیابی کنیم تا از تحویل به موقع اطمینان حاصل کنیم.
the despatches were delayed due to bad weather.
محمولهها به دلیل آب و هوای نامساعد با تاخیر مواجه شدند.
she is responsible for managing the despatches department.
او مسئولیت مدیریت بخش ارسال را بر عهده دارد.
all despatches must be documented properly.
تمام محمولهها باید به طور مناسب مستند شوند.
he confirmed the despatches with the logistics team.
او محمولهها را با تیم لجستیک تأیید کرد.
the despatches include fragile items, so handle with care.
محمولهها شامل اقلام شکننده هستند، بنابراین با احتیاط رفتار کنید.
they despatch orders directly to the customers' addresses.
آنها سفارشات را مستقیماً به آدرس مشتریان ارسال میکنند.
despatches are scheduled for early morning to avoid traffic.
ارسالها برای ساعات اولیه صبح برنامهریزی شدهاند تا از ترافیک جلوگیری شود.
the manager reviewed the despatches before they left the warehouse.
مدیر قبل از خروج محمولهها از انبار آنها را بررسی کرد.
urgent despatches
ارسالهای فوری
daily despatches
ارسالهای روزانه
overseas despatches
ارسالهای зарубеги
official despatches
ارسالهای رسمی
internal despatches
ارسالهای داخلی
scheduled despatches
ارسالهای زمانبندیشده
final despatches
ارسالهای نهایی
prompt despatches
ارسالهای سریع
bulk despatches
ارسالهای عمده
special despatches
ارسالهای ویژه
the company despatches goods every friday.
شرکت هر جمعه کالا ارسال میکند.
we need to track the despatches to ensure timely delivery.
ما باید محمولهها را ردیابی کنیم تا از تحویل به موقع اطمینان حاصل کنیم.
the despatches were delayed due to bad weather.
محمولهها به دلیل آب و هوای نامساعد با تاخیر مواجه شدند.
she is responsible for managing the despatches department.
او مسئولیت مدیریت بخش ارسال را بر عهده دارد.
all despatches must be documented properly.
تمام محمولهها باید به طور مناسب مستند شوند.
he confirmed the despatches with the logistics team.
او محمولهها را با تیم لجستیک تأیید کرد.
the despatches include fragile items, so handle with care.
محمولهها شامل اقلام شکننده هستند، بنابراین با احتیاط رفتار کنید.
they despatch orders directly to the customers' addresses.
آنها سفارشات را مستقیماً به آدرس مشتریان ارسال میکنند.
despatches are scheduled for early morning to avoid traffic.
ارسالها برای ساعات اولیه صبح برنامهریزی شدهاند تا از ترافیک جلوگیری شود.
the manager reviewed the despatches before they left the warehouse.
مدیر قبل از خروج محمولهها از انبار آنها را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید