despatches

[ایالات متحده]/dɪsˈpætʃɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈpætʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ارسال به مقصد \nvi. به سرعت حرکت کردن \nn. عمل ارسال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

urgent despatches

ارسال‌های فوری

daily despatches

ارسال‌های روزانه

overseas despatches

ارسال‌های зарубеги

official despatches

ارسال‌های رسمی

internal despatches

ارسال‌های داخلی

scheduled despatches

ارسال‌های زمان‌بندی‌شده

final despatches

ارسال‌های نهایی

prompt despatches

ارسال‌های سریع

bulk despatches

ارسال‌های عمده

special despatches

ارسال‌های ویژه

جملات نمونه

the company despatches goods every friday.

شرکت هر جمعه کالا ارسال می‌کند.

we need to track the despatches to ensure timely delivery.

ما باید محموله‌ها را ردیابی کنیم تا از تحویل به موقع اطمینان حاصل کنیم.

the despatches were delayed due to bad weather.

محموله‌ها به دلیل آب و هوای نامساعد با تاخیر مواجه شدند.

she is responsible for managing the despatches department.

او مسئولیت مدیریت بخش ارسال را بر عهده دارد.

all despatches must be documented properly.

تمام محموله‌ها باید به طور مناسب مستند شوند.

he confirmed the despatches with the logistics team.

او محموله‌ها را با تیم لجستیک تأیید کرد.

the despatches include fragile items, so handle with care.

محموله‌ها شامل اقلام شکننده‌ هستند، بنابراین با احتیاط رفتار کنید.

they despatch orders directly to the customers' addresses.

آنها سفارشات را مستقیماً به آدرس مشتریان ارسال می‌کنند.

despatches are scheduled for early morning to avoid traffic.

ارسال‌ها برای ساعات اولیه صبح برنامه‌ریزی شده‌اند تا از ترافیک جلوگیری شود.

the manager reviewed the despatches before they left the warehouse.

مدیر قبل از خروج محموله‌ها از انبار آنها را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید