communications

[ایالات متحده]/kəˌmjuːnɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/kəˌmjunɪˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسهیلات حمل و نقل، سیستم های ارتباطی؛ ارتباط

عبارات و ترکیب‌ها

business communications

ارتباطات تجاری

effective communications

ارتباطات موثر

internal communications

ارتباطات داخلی

external communications

ارتباطات خارجی

strategic communications

ارتباطات استراتژیک

digital communications

ارتباطات دیجیتال

public communications

ارتباطات عمومی

corporate communications

ارتباطات شرکتی

crisis communications

ارتباطات بحران

interpersonal communications

ارتباطات بین فردی

جملات نمونه

effective communications are crucial for teamwork.

ارتباطات موثر برای کار گروهی بسیار مهم هستند.

our company specializes in digital communications.

شرکت ما در زمینه ارتباطات دیجیتال تخصص دارد.

clear communications can prevent misunderstandings.

ارتباطات شفاف می تواند از سوء تفاهم ها جلوگیری کند.

she has excellent communications skills.

او مهارت های ارتباطی عالی دارد.

we need to improve our internal communications.

ما باید ارتباطات داخلی خود را بهبود بخشیم.

modern communications technology has changed the way we interact.

فناوری ارتباطات مدرن روش تعامل ما را تغییر داده است.

non-verbal communications can convey powerful messages.

ارتباطات غیرکلامی می تواند پیام های قدرتمندی را منتقل کند.

social media has transformed global communications.

شبکه های اجتماعی ارتباطات جهانی را متحول کرده اند.

effective communications foster better relationships.

ارتباطات موثر روابط بهتری را تقویت می کند.

he works in the field of corporate communications.

او در زمینه ارتباطات شرکتی کار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید