dessertspoon

[ایالات متحده]/dɪˈzɜːtspuːn/
[بریتانیا]/dɪˈzɜrtspuːn/

ترجمه

n. قاشق استفاده شده برای خوردن دسرها؛ قاشق برای دسر سرو شده بعد از یک وعده غذایی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dessertspoon size

اندازه قاشق مرباخوری

dessertspoon measure

اندازه گیری قاشق مرباخوری

dessertspoon full

قاشق مرباخوری پر

dessertspoon bowl

کاسه قاشق مرباخوری

dessertspoon serving

سهم قاشق مرباخوری

dessertspoon recipe

دستور العمل قاشق مرباخوری

dessertspoon quantity

مقدار قاشق مرباخوری

dessertspoon scoop

اسکوپ قاشق مرباخوری

dessertspoon amount

مقدار قاشق مرباخوری

dessertspoon level

سطح قاشق مرباخوری

جملات نمونه

i used a dessertspoon to measure the sugar for the cake.

من از یک قاشق مرباخوری برای اندازه گیری شکر برای کیک استفاده کردم.

she served the pudding with a dessertspoon.

او دسر را با یک قاشق مرباخوری سرو کرد.

can you pass me a dessertspoon from the drawer?

می‌توانی یک قاشق مرباخوری از کشو به من بدهی؟

he added a dessertspoon of honey to his tea.

او یک قاشق مرباخوری عسل به چای خود اضافه کرد.

the recipe calls for a dessertspoon of vanilla extract.

دستور العمل نیاز به یک قاشق مرباخوری عصاره وانیل دارد.

we need a dessertspoon to serve the ice cream.

ما به یک قاشق مرباخوری برای سرو بستنی نیاز داریم.

she carefully measured a dessertspoon of salt.

او با دقت یک قاشق مرباخوری نمک اندازه گرفت.

for the fruit salad, use a dessertspoon to mix the ingredients.

برای سالاد میوه، از یک قاشق مرباخوری برای مخلوط کردن مواد استفاده کنید.

he prefers to eat yogurt with a dessertspoon.

او ترجیح می دهد ماست را با یک قاشق مرباخوری بخورد.

make sure to use a clean dessertspoon for the jam.

مطمئن شوید از یک قاشق مرباخوری تمیز برای مربا استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید