dessiatines

[ایالات متحده]/dɛsˈjɑːtiːnz/
[بریتانیا]/dɛsˈjɑːtɪnz/

ترجمه

n. یک واحد مساحت برابر با 2.7 هکتار

عبارات و ترکیب‌ها

one dessiatine

یک دسیاطین

five dessiatines

پنج دسیاطین

ten dessiatines

ده دسیاطین

dessiatines of land

دسیاطین زمین

measuring dessiatines

اندازه گیری دسیاطین

cultivating dessiatines

کاشت دسیاطین

buying dessiatines

خریدن دسیاطین

selling dessiatines

فروش دسیاطین

dessiatines for farming

دسیاطین برای کشاورزی

جملات نمونه

he owns several dessiatines of farmland.

او چندین دساتی زمین کشاورزی دارد.

the village spans over fifty dessiatines.

دهکده بیش از پنجاه دساتی را در بر می گیرد.

we plan to cultivate vegetables on our dessiatines.

ما قصد داریم سبزیجات را در دساتی های خود کشت کنیم.

the government regulates the use of dessiatines for agriculture.

دولت استفاده از دساتی ها برای کشاورزی را تنظیم می کند.

they bought a property with three dessiatines of land.

آنها یک ملک با سه دساتی زمین خریدند.

each farmer is allocated a certain number of dessiatines.

به هر کشاورز دساتی مشخصی اختصاص داده می شود.

the forest covers several dessiatines in the region.

جنگل چندین دساتی را در این منطقه پوشش می دهد.

he plans to sell his dessiatines to invest in a new business.

او قصد دارد دساتی های خود را بفروشد تا در یک کسب و کار جدید سرمایه گذاری کند.

the property has been in the family for generations and is about ten dessiatines.

این ملک نسل ها در خانواده بوده و حدود ده دساتی است.

they are organizing a festival on their dessiatines next month.

آنها ماه آینده در دساتی های خود یک جشنواره برگزار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید