destabilizes

[ایالات متحده]/diːˈsteɪbəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/diˈsteɪbəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناپایدار کردن یا ایجاد اختلال در ثبات

عبارات و ترکیب‌ها

destabilizes economies

بی‌ثبات می‌کند اقتصادها

destabilizes regions

بی‌ثبات می‌کند مناطق

destabilizes markets

بی‌ثبات می‌کند بازارها

destabilizes governments

بی‌ثبات می‌کند دولت‌ها

destabilizes societies

بی‌ثبات می‌کند جوامع

destabilizes relationships

بی‌ثبات می‌کند روابط

destabilizes systems

بی‌ثبات می‌کند سیستم‌ها

destabilizes alliances

بی‌ثبات می‌کند ائتلاف‌ها

destabilizes peace

بی‌ثبات می‌کند صلح

destabilizes structures

بی‌ثبات می‌کند ساختارها

جملات نمونه

the sudden change in leadership destabilizes the organization.

تغییر ناگهانی در رهبری باعث بی‌ثباتی سازمان می‌شود.

economic uncertainty destabilizes the market.

نااطمینان اقتصادی بازار را بی‌ثبات می‌کند.

high inflation rates destabilize consumer confidence.

نرخ تورم بالا اعتماد مصرف‌کننده را بی‌ثبات می‌کند.

the lack of clear policies destabilizes the political landscape.

نبود سیاست‌های مشخص چشم‌انداز سیاسی را بی‌ثبات می‌کند.

natural disasters can destabilize entire communities.

بلایای طبیعی می‌توانند کل جوامع را بی‌ثبات کنند.

protests and riots destabilize the social order.

تظاهرات و شورش‌ها نظم اجتماعی را بی‌ثبات می‌کنند.

corruption destabilizes trust in government institutions.

فساد اعتماد به نهادهای دولتی را بی‌ثبات می‌کند.

technological disruptions can destabilize established industries.

اختلالات فناورانه می‌توانند صنایع شناخته‌شده را بی‌ثبات کنند.

conflicts in the region destabilize international relations.

درگیری‌ها در منطقه روابط بین‌المللی را بی‌ثبات می‌کنند.

sudden policy shifts can destabilize economic growth.

تغییرات ناگهانی در سیاست‌ها می‌توانند رشد اقتصادی را بی‌ثبات کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید