weakens

[ایالات متحده]/ˈwiːkənz/
[بریتانیا]/ˈwiːkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ضعیف کردن یا ضعیف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

weakens resolve

تضعیف اراده

weakens support

تضعیف حمایت

weakens trust

تضعیف اعتماد

weakens immunity

تضعیف سیستم ایمنی

weakens influence

تضعیف نفوذ

weakens performance

تضعیف عملکرد

weakens argument

تضعیف استدلال

weakens position

تضعیف موضع

weakens foundation

تضعیف بنیان

جملات نمونه

excessive stress weakens the immune system.

استرس بیش از حد سیستم ایمنی را تضعیف می‌کند.

his absence weakens the team's morale.

غیاب او باعث تضعیف روحیه تیم می‌شود.

neglecting maintenance weakens the structure of the building.

بی‌توجهی به نگهداری باعث تضعیف ساختار ساختمان می‌شود.

too much sugar weakens your teeth.

مقدار زیاد قند دندان‌های شما را تضعیف می‌کند.

overtraining weakens an athlete's performance.

تمرین بیش از حد باعث تضعیف عملکرد ورزشکار می‌شود.

negative feedback weakens confidence.

بازخورد منفی باعث تضعیف اعتماد به نفس می‌شود.

pollution weakens the health of ecosystems.

آلودگی باعث تضعیف سلامت اکوسیستم‌ها می‌شود.

time away from practice weakens skills.

فاصله از تمرین باعث تضعیف مهارت‌ها می‌شود.

ignoring your health weakens your body.

نادیده گرفتن سلامتی شما باعث تضعیف بدن شما می‌شود.

inadequate sleep weakens cognitive function.

خواب ناکافی باعث تضعیف عملکرد شناختی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید