deuces

[ایالات متحده]/djuːsɪz/
[بریتانیا]/duːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دو امتیاز در یک بازی؛ تساوی یا قرعه در یک بازی؛ امتیاز برابر

عبارات و ترکیب‌ها

throwing deuces

پرتاب دو

deuces wild

دوهای وحشی

deuces are wild

دوها وحشی هستند

deuces up

دوها بالا

deuces down

دوها پایین

deuces high

دوهای بالا

deuces low

دوهای پایین

deuces for days

دوها برای روزها

deuces and peace

دوها و صلح

deuces my friend

دوها دوست من

جملات نمونه

after the game, we all said our deuces and went home.

بعد از بازی، همه خداحافظی کردیم و به خانه رفتیم.

she threw up her deuces as a sign of peace.

او به عنوان نشانه ای از صلح، خداحافظی کرد.

he always signs off with deuces at the end of his messages.

او همیشه در پایان پیام هایش با خداحافظی خداحافظی می کند.

we parted ways with deuces after a long day.

بعد از یک روز طولانی، با خداحافظی از هم جدا شدیم.

they were all about good vibes and deuces.

آنها همه در مورد حال و هوای خوب و خداحافظی بودند.

when he left the party, he just waved and threw deuces.

وقتی او از مهمانی رفت، فقط دست تکان داد و خداحافظی کرد.

she always says deuces when she’s done talking.

او همیشه وقتی حرف زدنش تمام می شود خداحافظی می کند.

as they walked away, they exchanged deuces with each other.

همانطور که دور می شدند، با یکدیگر خداحافظی کردند.

he likes to end his videos with a cheerful deuces.

او دوست دارد ویدیوهای خود را با یک خداحافظی شاد به پایان برساند.

with a smile, she said deuces and left the room.

با لبخند، او خداحافظی کرد و اتاق را ترک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید