deudas

[ایالات متحده]/dets/
[بریتانیا]/dets/

ترجمه

n. مبالغی از پول که بدهی یا استحقاق دارند

عبارات و ترکیب‌ها

cancela deudas

من بدهی دارم

paga deudas

پرداخت بدهی

hereda deudas

بدهی ها

asume deudas

بدهی های معوقه

evita deudas

همه بدهی ها

acumula deudas

بدهی های من

liquidar deudas

بدهی های تاریخی

renegocia deudas

بدهی های خارجی

جملات نمونه

i have too many deudas to pay off this month.

من بدهی‌های زیادی برای پرداخت در این ماه دارم.

las deudas de la empresa crecieron el año pasado.

بدهی‌های شرکت سال گذشته افزایش یافتند.

my uncle is struggling with heavy deudas from his business.

عموی من در حال دست و پنجه نرم کردن با بدهی‌های سنگین از کسب و کارش است.

necesitamos pagar todas las deudas antes de comprar casa.

ما باید تمام بدهی‌ها را قبل از خرید خانه پرداخت کنیم.

the government reduced the tasas de interés on student deudas.

دولت نرخ بهره بدهی‌های دانشجویی را کاهش داد.

she consolidated her deudas to get a better interest rate.

او بدهی‌های خود را تجمیع کرد تا نرخ بهره بهتری به دست آورد.

mis deudas de tarjeta de crédito son enormes.

بدهی‌های کارت اعتباری من بسیار زیاد است.

we need to create a plan to eliminate these deudas systematically.

ما باید یک برنامه برای حذف سیستماتیک این بدهی‌ها ایجاد کنیم.

the bank offered to restructure his empresarial deudas.

بانک پیشنهاد بازسازی بدهی‌های شرکتی او را داد.

ella tiene muchas deudas pendientes con varios acreedores.

او بدهی‌های زیادی با چندین طلبکار دارد.

our family deudas increased after the medical emergency.

بدهی‌های خانواده ما پس از بحران پزشکی افزایش یافت.

por favor, ayúdame a gestionar estas deudas difíciles.

لطفاً به من کمک کنید تا این بدهی‌های دشوار را مدیریت کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید