activos

[ایالات متحده]/ˈæktɪvɒs/
[بریتانیا]/ˈæktɪvoʊs/

ترجمه

n. (چند جمعی) دارایی‌های مالی؛ منابع متعلق به یک کسب و کار یا فرد که ارزش اقتصادی دارند
adj. (چند جمعی مذکر) فعال؛ در حال کار یا بهره‌برداری؛ منفعل یا غیرفعال نیستند

عبارات و ترکیب‌ها

activos totales

دارایی‌های کل

activos fijos

دارایی‌های ثابت

activos circulantes

دارایی‌های جاری

activos y pasivos

دارایی‌ها و بدهی‌ها

activos intangibles

دارایی‌های نامشهود

activos corrientes

دارایی‌های جاری

activos de la empresa

دارایی‌های شرکت

invertir en activos

سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها

gestionar activos

مدیریت دارایی‌ها

valor de los activos

ارزش دارایی‌ها

جملات نمونه

the company needs to diversify its activos to reduce financial risk.

شرکت باید دارایی‌های خود را متنوع کند تا خطر مالی را کاهش دهد.

our activos financieros include stocks, bonds, and real estate investments.

دارایی‌های مالی ما شامل سهام، اوراق قرضه و سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات است.

the audit revealed significant activos intangibles valued at millions.

در حسابرسی، دارایی‌های ناملموس قابل توجهی به ارزش میلیون‌ها دلار کشف شد.

fixed activos depreciate over time according to accounting standards.

دارایی‌های ثابت با گذشت زمان و طبق استانداردهای حسابداری، ارزش خود را از دست می‌دهند.

current activos must cover short-term obligations and operational expenses.

دارایی‌های جاری باید تعهدات کوتاه‌مدت و هزینه‌های عملیاتی را پوشش دهد.

the government plans to sell public activos to reduce national debt.

دولت قصد دارد دارایی‌های عمومی را بفروشد تا بدهی ملی را کاهش دهد.

investors seek highly liquid activos that can be quickly converted to cash.

سرمایه‌گذاران به دنبال دارایی‌های بسیار نقدینگی هستند که بتوان آنها را به سرعت به وجه‌النقود تبدیل کرد.

corporate restructuring often involves selling non-core activos.

بازسازی شرکتی اغلب شامل فروش دارایی‌های غیر اصلی می‌شود.

the bank requires collateral in the form of tangible activos.

بانک به وثیقه به شکل دارایی‌های ملموس نیاز دارد.

successful wealth management depends on proper allocation of activos.

مدیریت ثروت موفق به تخصیص مناسب دارایی‌ها بستگی دارد.

the merger will combine total activos from both companies.

ادغام، کل دارایی‌ها را از هر دو شرکت ترکیب می‌کند.

private activos grew significantly during the economic boom.

دارایی‌های خصوصی در طول رونق اقتصادی به طور قابل توجهی رشد کردند.

strategic planning includes evaluating long-term activos acquisition.

برنامه‌ریزی استراتژیک شامل ارزیابی خرید بلندمدت دارایی‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید