deutscheland

[ایالات متحده]/ˈdɔɪtʃlənd/
[بریتانیا]/ˈdɔɪtʃlənd/

ترجمه

prop. n. آلمان (نام قدیمی یا شاعرانه کشور)
n. بانک آلمانی، به ویژه بانک آلمان (Deutsche Bank)
شکل‌های واژه

جملات نمونه

i want to visit deutschland next summer.

می‌خواهم سال بعد آلمان را بازدید کنم.

many tourists travel to deutschland every year.

سالیانه بسیاری از گردشگران به آلمان سفر می‌کنند.

deutschland is known for its beautiful castles.

آلمان به دلیل قلعه‌های زیبایش معروف است.

the export industry in deutschland is very strong.

صنعت صادرات در آلمان بسیار قوی است.

students often study the german language in deutschland.

دانشجویان اغلب زبان آلمانی را در آلمان می‌آموزند.

deutschland has a rich cultural heritage.

آلمان دارای میراث فرهنگی غنی است.

my friend lives in deutschland and works as an engineer.

دوست من در آلمان زندگی می‌کند و به عنوان مهندس کار می‌کند.

the automotive industry is a major part of deutschlands economy.

صنعت خودروسازی بخش مهمی از اقتصاد آلمان است.

traditional german food is popular throughout deutschland.

غذاهای سنتی آلمانی در سراسر آلمان محبوب است.

deutschland hosts many international conferences each year.

آلمان هر ساله بسیاری از کنفرانس‌های بین‌المللی را میزبانی می‌کند.

the railways in deutschland are known for their efficiency.

راه‌آهن‌های آلمان به دلیل کارایی‌شان معروف هستند.

many people immigrate to deutschland for work opportunities.

بسیاری از افراد به آلمان مهاجرت می‌کنند به دنبال فرصت‌های کاری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید